تبلیغات
.: جهاد مقدس :.

ذکر اسیری اهل بیت عصمت و طهارت [ ... بخوان به نام رب الحسین! , ]



منبع : دیوان نیّر  ، میرزا محمد تقی حجت الاسلام

 

 السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلّت به فِنائک علیکَ منّی سلام الله ابدا مابقیت و بقی الیلُ و النّهار و لا جعله الله اخِرَ العهد منی لزیارتکم؛ السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین (علیه السلام)

بوستان لاله رویان حجیز1

شد ز تاراج خزان چون برگ ریز

کوفیان بستند بار قافله

بانوان را شد به گردون غلغله

شد سوار اشتران بی جهاز

پرده پوشان حریم عزّ و ناز2

بُرقع آن ماهرویان حجیز

اشک خون آلود و زلف مشک بیز

بهر بزم زاده هند زَنیم3

عِقدها بستند از درّ یتیم4

See full size image

شد به رهواره5روان از باغ دین

بارهای ارغوان و یاسمین

خواجه سجاد ، رخ چون ماه نو

بند بر پا بر هَیون تندرو

حلقه زنجیر طوق گردنش

گشته چون مویی ز بیماری تنش

جاهلان غرق تحیر کای عجیب

خاصگان منظور عامه بی حجیب

بی حجابی بود خود عین حجاب

ظلمت شب را ز روی آفتاب

آن که خود مخفی است از فرط ظهور

گونه6 مستغنی است او را از ستور7

...

کرد رو سوی مدینه کای رسول ،19

بادت از یزدان بی همتا درود

این حسین توست تن در خون فرود

این حسین است ، ازعطش خشکیده لب

بر تن از ریگ بیابانش سَلَب

این حسین توست کز تیغ جفا

کوفیانش سر بریده از قفا

سر بر آر از خاک و بنگر ای نذیر

دخترانت در کف دونان ، اسیر

سر بر آر ای تاجدار سِدرَه20 مهد

بین چه کرد این امتان سست عهد

چشم از اجر رسالت 21  دوختند

خیمه اهل مودت سوختند

...

_____________________________

- حجیز : حجاز.

2-       ( عمر سعد (لعنت الله علیه) روزیازدهم، تا وقت ظهر در کربلا اقامت داشت و بر کشتگان خود نماز کرده، آنان را دفن کرد، و چون روز از نیمه گذشت، امر کرد تا دختران پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را بر شتران بی جهاز سوار کننده، و سید سجاد(علیه السلام) را که از شدت بیماری لاغر و فرسوده شده بود [ غل جامعه، زنجیری که با آن دست ها را به گردن می بندند، بر گردن نهاده و] بر شتری خشن، بالای چوبهای جهاز سوار کردند).

3-       زنیم : بی شرم ، بی حیا.

4-       درّ یتیم : مروارید بی نظیر و بی همتا که تنها در صدف باشد. یعنی یتیمان و اهل حرم را به اسارت درآورده و آنان را به زنجیر کشیدند، همچون درّهای یتیم و بی همتا که در عِقد و گردن آویز به هم آورند.

5-       رهواره : ره آورد ، سوغات .

6-       گونه : صورت .

7-       ستور : جمع ستر به معنای حجاب و پرده .

 



;پنجشنبه 3 بهمن 1387 و ساعت 05:57 ب.ظ

ادامه مطلب

() هم اندیشی
       




برای غزه مظلوم، که صدای یاری خواهی اش را شنیدیم ! [ مسجد الاقصی قبله گاه اول! , ]



بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

 

وَ لاَ تَهِنُوا وُ لاَ تَحزَنُوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُّومِنینَ (آیه 138 ، سوره مبارکه ال عمران).

 

اللّهُّمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ وَ عَجّل فَرَجَهُم وَ اَهلِک اَعداءَهُم اَجمَعین.

   خدایا، چه بسیار دشمنی که شمشیر عداوت بر من کشید و خنجر کین تیز کرد و نیزه و سنان از خشم ، تندنمود و سمومات کشنده را بر قتل من آماده ساخت؛ و به تیرهایی که به هدف می رسید ، مرا سخت نشانه کرد ؛ و چشمش از مراقبت من به خواب نمی رفت و در دل داشت که مرا آماج هر رنج و شکنجه کند و شربت ناگوار مرگ بچشاند !

 و تو ای خدا آن دشمن را از من دفع نمودی ،که نظر بر ضعف و ناتوانی من کردی و مرا بی طاقت از ظلم و ستمهای او دیدی و عاجز از مدد جستن بر آنکه  با من به جنگ برخاسته بود یافتی؛ و تنهائیم در بسیاری از آنچه او به کار هلاکت من می اندیشید و در کمین من بود!

 چون دیدی که فکر من در دفع آن به جایی نمی رسد، تو مرا یاری کردی و به قدرت خود مرا مدد فرمودی، خودت در مقابل آن دشمن پشت مرا محکم ساختی و پس از آن همه تهیه و تجهیز سپاهش، تندی تیغ دشمن را به روی من کند نمودی و مرا به شرف و بزرگواری بر او برتری دادی و هر چه اساس مکر و حیله اش بر من محکم کرد ،تو به او متوجه ساختی و مکرش را به او برگرداندی ؛ وآتش غضبش فرو ننشست و شعله کینه اش خاموش نشد؛ دل خنک و شاد نگردید و از شدت خشم بر من،  انگشت به دندان می گزید، و سپاهش غنیمت جنگی نیافت!

 پس حمد و ستایش سزای پروردگار من؛ که تو آن مقتدری ،که هرگز مغلوب نخواهد شد و آن بردباری که ابدا شتاب نخواهد کرد . درود فرست بر محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) و آل او و مرا از شکرگزاران ِ نعمتت و یاد کنندگانِ احسانهایت قرار ده ... ! (بخش از دعای جوشن صغیر-برگرفته از مفاتیح الجنانِ مرحوم حاج شیخ عباس قمی (طاب ثره).

...

اللَهُمَّ وَ مَن اَرادَنی بِسُوءٍ فَاَرِدهُ ، وَ مَن کادَنی فَکِدهُ وَ اجعَلنی مِن اَحسَنِ عَبیدِکَ نَصیباً عِندِکَ ، وَ اَقرَبِهِم مَنزِلَهً مِنکَ ، وَ اَخَصِّهِم زُلفَهً لَدَیکَ، فَاِنّهُ لا یُنالُ ذلکَ الّا بِفَضلَکَ ، وَ جُدلی بِجودِکَ، وَ اعطِف عَلَیَّ بِمَجدِک، وَ احفَظنی بِرَحمَتِک؛ آمین یاربَّ العالَمین .

"gaze"



;پنجشنبه 26 دی 1387 و ساعت 09:09 ب.ظ

() هم اندیشی
       




فَهَل یَنتَظِرون؟ [... , ]



   مدتی است فکرم درگیر این مسئله است ، نمی دونم چطور باید بیانش کنم ؟ اصلا تا چه حد ضرورت داره ؟ و ... ؟ اما چون خیلی ذهنم را درگیر کرده ، برای رهایی از این وضع تصمیم گرفتم به بهانه 11 سپتامبر ؛ در جهاد مقدس مطرح نمایم :

      فصل اول از ویرایش چهارم کتاب  “The Media Student s Book” 1، در مبحث شیوه های تفسیر عکسهای خبری به تفسیر تصویری از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 پرداخته است. عکس، چند سرباز را نشان می دهد که در تلاشند تا پرچم امریکا را بر روی ویرانی هایی که در ژاپن بوجود آورده اند، برپا کنند. و اما تفسیر عکس مذکور به نقل از کتاب1 :

¨      [( تصویر 14-1 : در 19 فوریه 1945 ، 30000 سرباز امریکایی ، مقارن با ﭘایان یافتن جنگ جهانی دوم ، به سواحلِ آرام ِ لوجیما”Lwo Jima”  حمله کردند ، بعد از چهار روز ، 5563 نفر کشته شدندو 17000 نفر مجروح شدند ، آنها دو هدف داشتند: مونت سوریباشی و یکی از جزایر دوگانه فرودگاهها. با تسخیر مرز اصلی سوریباشی “Suribachi”  ، "جو رزنتال “Joe Rosenthal” (عکاس خبری امریکایی ،همراه سربازان در ژاپن) چندین عکس از استقرار ﭘرچم  بر زمین  برداشت. این یکی از آنهاست که جایزه ﭘولیتزر به آن اعطاء شد .همچنین در فیلم های متعدد از آن استفاده شده و نیز چندین بنای یادبود ، تمبر پستی و هزاران تصویر دیگر از روی آن تهیه شد (1997).]

... و توضیحات و آسمان ریسمان بافتن های بعدی که ارزش خواندن ندارند، اما لازم است خوانده شود ، چرا؟

به یک پاراگراف دیگر توجه کنید :

Ø      [ یکی از سبکهایی که این تصویر بر پایه آن تهیه شده ، موضوع میهن پرستی امریکایی و جنگ جهانی دوم بوده است .گروه سربازان ، ویژگی یادبود دارند ( در واقع ، عکس بعدها به عنوان مدلی برای یک مجسمه یادبود در واشنگتن ، مورد استفاده قرار گرفت .) کلاههایشان ( ما نمی توانیم چهره ، سن ، یا درجه زیبایی یا رنگ پوست آنها را ببینیم ، دو نفر از آنها از بومیان امریکا بودند. ) ، وضعشان نسبت به دوربین بی توجه بود (بدون تماس چشمی )، و ناشناس بودن آنها مورد تاکید است.

           شاید این فضای باز برای شگفتی ما در مورد آنها، به خوبی از هر دلالت آشکار بر نژاد یا اصالت و طبقه ،پرهیز کند و همچنین هر کسی به راحتی با مشاهده و خواندن آن تنها بر "سربازان امریکایی" دلالت معنایی یابد. پرچم به نوعی در بالا ، تحت الشعاع مردی که آن را در جایش مستقر می کند ، نیست. در عوض به نظر می رسد که با تلاشهای ِدر حد کمال آنها در آسمان قرار می گیرد و بالای سر آنها می ایستد ( بارکر ، 1991 ).  بر اساس مقدار فضای اختصاص یافته به آسمان ، به وضوح قسمتی از احساسها و کوششهای مردان در جهت  چیزی که برایشان اهمیت دارد، دیده می شود. همچنین آسمان (یا بهشت) برای بعضی خوانندگان معنای مذهبی دارد. و ... ]

... اینهمه توضیح و تفسیر ، در حالی که به گفته تاریخ ، حضور نظامی امریکا در پایان جنگ جهانی دوم در سال1945 ، در ژاپن به یک فاجعه انسانی بدل شد. فاجعه ای که ژاپن را برای همیشه ساکت و مطیع سیاست های امریکا نمود. نمی خواهم وارد این مقولات شوم ، به ادامه ماجرا و سوء استفاده های "نمادی" دیگر از این تصویر توجه نمائید :

¨      [ ( تصویر 16 – 1 : مامورین آتش نشانی در مرکز تجارت جهانی "11 / 9 " ، در یک حرکتی که با گروه لوجیما  هم شباهت و هم تفاوت داشت ، قرار گرفتند.)

      در دوره افزایش حس میهن پرستی ، تصویر 16 – 1 ، شبیه "متن بسته ای" برای افزایش دلگرمی به نظر می رسد. می توان گفت این تصویر فقط یک قرائت دارد: " آتش نشانان قهرمان آمریکایی در تلاش برای بالا کشیدن پرچم ، در پس زمینه حمله تروریستی در نیویورک ." اما مانند هر تصویر دیگری، این تصویر نیز معانی بسیاری دارد و نمی توان ضمانت کرد که تنها یک قرائت معنایی دارد.]

  استیو بل “Steve Bell”، کاریکاتوریست مشهور انگلیسی، با ظرافت و نکته سنجی ، روایت دیگری را بیان می دارد ، که قابلیت خواندن و تفکر دارد :

¨          [( تصویر 18 – 1 : استیو بل ، مزار شریف ، 29 نوامبر 2001 ، یک تفسیر کاریکاتوری راجع به بحث در رابطه با عملکرد امریکا در طی حمله به افغانستان ، بعد از 11 سپتامبر 2001 .)

      تصویر 18 – 1 ، که به تصویر لوجیما ارجاع داده می شود ، توسط کاریکاتوریست معروف انگلیسی " استیو بل "”Steve Bell”  ، کشیده شده است. او اغلب مطالب سیاسی اش را با مراجعه به نقاشی های قدیمی انتخاب و سپس آنها را به صورت ساختار کاریکاتوری ارائه می دهد. البته وقتی که " چیزی اتفاق افتاده باشد " ، نه اینکه مانند عکاسان خبری که به نوعی واقعیت؟ را ، ترسیم می کنند. بل کاریکاتور خود را با یک جِناس کلامی بیان  می نماید ، با عنوان :

"بالا بردن معیارهای عدالت بین المللی ، مزار شریف" !

او عکس روزنتال را به عنوان  یک تصویر قدیمی انتخاب نمود و با استفاده از دلالت کننده های اساسی ، یک قرائت مخالف با میهن پرستی را به استواری سه تصویر قبل، بوجود آورد :

 "پرچم برافراشته امریکا که دگرگون شده است. در "پرچم امریکا" ستاره دلالت بر وجود تعدادی از ستاره های ایالت متحده می کند ، خطوط قرمز که بسیار به سختی با آنها همخوانی پیدا می کند، بیشتر بیانگر خون کسانی است که در انقلاب ضد انگلستان ، برای استقلال در قرن 18 حضور داشتند ، و بر این امر دلالت می کند.

به هر حال در روزهای بعد از 11 سپتامبر ( ستاره درخشان پرچم نماد عزای ملی ، و سپس بیشترین سنت آن ، اعتراض و دعوت به جنگ با دشمنان بود.)

"بل" ، دو ماه و چندی پس از بمب گذاری در امریکا ، خطوطی شبیه به چکیدن خون ، و ستاره ها را به شکل جمجمه و استخوان های متقاطع مرده یا علامت دزدان دریایی ایجاد کرد :

 اگر چه اجساد پراکنده بر روی زمین غرض اصلی وی را بیان می کنند ، اما قضاوت اصلی کاریکاتور بر لباسهای یک شکل و دستارها (لباس مردم بومی افغانستان) می باشد ، ودر نگاه مردم امریکا ،  اجساد چندان به چشم نمی آیند (واضح نیستند) .

در پایان ؛ به جای آوارها و لاشه هواپیما و خرابه ها که (در عکس روزنتال ) دیده می شد، از تصویر "خارج شد" ( هم در ترکیب و هم در طرز تفکر ) ؛ و در طرح( بل) ، خسارت ترسناک ِ جنگ  و اجساد انسان ها ، که در تمام اطراف پیش زمینه ، میانه و در پس زمینه تصویر پخش شده اند، دیده می شود.]

   مطلب طولانی شد ،و اما درگیری ذهنی من !؟ ... سخت ترین قسمت هم همین است ، نمی توانم نامی برای آن بگذارم . وقتی نامی برای مساله ، برنامه و .. می گذاری، نیمی از کار انجام می شود ، اما هنوز عنوان مناسبی نیافته ام !

فقط در یک جمله ، آیا در رابطه با هشت سال دفاع مقتدرانه و مظلومانه ما چنین حرکتی انجام گرفته است؟ اصلا آیا به نظر پژوهشگران ما( در این زمینه)، چنین کاری ارزشمند است ؟ کسی جسارت انتخاب چنین موضوعی را برای پایان نامه ارشد و دکتری خود دارد؟ یا اینکه فکر می کنیم ، ترجمه ویرایش چهارم چنین کتابهایی- که من حتی یک جمله جدید در آن نیافتم و شبیه کارهای گردآوری دانشجویی بود- ارزشمندتر و شاید هم راحت تر! باشد؟

در ضمن دوستان عزیز ؛ در اینترنت به دنبال تصاویر گشتم که آنها را بر روی وبلاگ قرار دهم ، هیچ اثری از کاریکاتور تصویر شده توسط "استیو بل " نیافتم،اما تا دلتان بخواهد از دو تصویر دیگر در سایزها و فرم های گوناگون موجود بود! پس جهاد مقدس نیز آن دو تصویر را بایکوت نمود.

...................................................................

1.”The Media Student s Book”  ، نوشته:گیل برانسون ، ری استنفورد ،انتشارات راتلج، چاپ چهارم، پائیز 2007 . 



;جمعه 22 شهریور 1387 و ساعت 12:00 ق.ظ

() هم اندیشی
       




روزی تو خواهی آمد... [موعود مهربان , ]



بسم الله الرحمن الرحیم

" اللهُّمَّ صَلِّ علیَ مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد(وَ عَجِّل فَرَجَهُم) شَجَرَةِ النُبُوَة وَ مَوضِعِ الرِسالَة وَ مُختَلِفِ المَلائِکَة وَ مَعدَنِ العِلم ِوَ اَهلِِ بَیتِ الوَحیِ، اللهُّمَّ صَلِّ علیَ مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم... و قرّب بَعده و انجزَ وعده و اوف عهده و اِکشِف عَن بَاسِه حِجابَ الغَیبَة... ."

...

بار خدایا؛

 بزرگ شد گرفتاری ، و آشکار شد نهان، و برافتاد پرده ، و تنگ شد زمین و خودداری کرد آسمان ، و به سوی توست ای پروردگار من، شکایت ؛ و بر توست اعتماد در سختی و آسانی ، بار خدایا درودفرست بر محمد (ص) و خاندانش، آنانکه واجب گردانیدی برای ما اطاعت ایشان را،  شناساندی به ما بدین وسیله شان و مقام آنان را. بگشای از ما بحق آنان گشایشی زود همانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر از آن ، ای محمد(ص) ای علی(ع)، ای علی(ع) ای محمد(ص) ، یاریم کنید زیرا شما یاوران من هستید و کفایتم کنید زیرا شما کفایت کنندگان من هستید.  ای مولای من، ای صاحب الزمان(عج) ؛ فریادرسی ،فریادرسی، فریادرسی، دریاب مرا ...!

.....................................

....

روزی تو خواهی آمد

از کوچه های باران،

تا از دلم بشویی

غمهای روزگاران

تو روح سبز گلزار

گل ِ شاداب بی خار

مرا از پا فکنده

شکستنهای بسیار!

تو یاس نو دمیده

من گلبرگ تکیده

روزیی آیی کنارم

که عشق از دل رمیده

"ترا نادیدن ما غم نباشد

که در خیلت به از ما کم نباشد!

من از دست تو در عالم نهم روی

ولیکن چون تو در عالم نباشد!"1

روزی تو خواهی آمد

از سوی مهربانی

اما زمن نبینی

دیگر به جا نشانی!!!

......

.

از سایت موعود بخوانید : ؛فتنه های آخرالزمان؛

.

....................................................................

....

1. شاعر : سعدی 

شعر : محمد علی شیرازی



;جمعه 25 مرداد 1387 و ساعت 12:08 ق.ظ

() هم اندیشی
       




ماکس وبر ، ورنر سومبارت! [ مکر صهیونیسم , ]



"یهودیان و حیات اقتصادی مدرن"

 

 

“THE JEWS AND MODERN CAPITALISM

Werner Sombart

Teanslated by M.Epstein

Transaction Book , 1982

 

        "یهودیان و حیات اقتصادی مدرن" ، نام کتابی از "ورنر سومبارت " ، جامعه شناس و اقتصاددان آلمانیِ اوایل قرن بیستم میلادی می باشد.

این کتاب در سال 1913 م. توسط "م. اپستین " ، از زبان آلمانی به انگلیسی ترجمه شد ، کار ترجمه آن به زبان فارسی نیز توسط "رحیم قاسمیان " انجام شده است ، و در سال 1384 ، به همت "نشر ساقی" در 2200نسخه به چاپ رسیده است.

       در دو – سه سال اخیر که وارد حوزه مطالعات علوم اجتماعی و انسانی شده ام ، فقط عده خاصی از محققان اروپایی نام برده می شوند ، و از سایرین که گاه با محققان مذکور همکار و هم دوره نیز بوده اند، سخنی به میان نمی آید ، که دلایل این امر جای تامل بسیار دارد!

       یکی از این افراد ، دوست و همکار "ماکس وبر" یعنی "ورنر سومبارت " می باشد، که لازم دانستم شرحی برای آشنایی بیشتر دوستان با این محقق علوم اجتماعی ارائه دهم . در ضمن برای جلوگیری از سوگیری های شخصی و ناخواسته ، بر آن شدم که فقط مقدمه مترجم انگلیسی کتاب و مقدمه نشر ساقی را برای مطالعه در اختیار دوستان علاقمند قرار دهم.

Ø         متن پشت جلد کتاب :

 

"سومبارت" و "وبر" تحقیقات و مطالعات خود را با هم شروع کردند، با هم و در کنار هم می نوشتند و مطالعه می کردن و" نشریه آرشیو" را منتشر می کردند؛ نشریه ای که در عرصه ی تفکر سیاسی اقتصادی آلمان تاثیربزرگی داشت .

معمولا هر کدام از این دو، اولین کسی بود که آخرین کارهای آن دیگری را می دید. این دوستی ، هم کاری و هم فکری تا وقتی ادامه یافت که این دو به "دلایل اجتماعی تکوین سرمایه داری مدرن" علاقمند شدند.

گ وبر" می اندیشید که حضور "پیوریتن ها" در این عرصه بسیار موثر بوده است . در نگاه او، اخلاق پیوریتن ها پطوند عمیقی با روح سرمایه داری  مدرن بود . "وبر" در سال  های 1904 و1905 کتاب "اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری" را در توضیح نظریه خود ش نوشت.

اما "سومبارت" معتقد بود این نقش را یهودیان بیش از پیوریتن ها به عهده داشته اند. "یهودیان و حیات اقتصادی مدرن" پاسخ  "سومبارت" به "وبر" بود و شرح نظریه او در این باره !

ادامه دارد

 

 

 



;چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ

() هم اندیشی
       




توجه دنیا به احمدی نژاد [پروفسور حمید مولانا , ]



السلام علیک یا بن رسول الله (صلی الله علیه و اله وسلم) ، السلام علیک یابن امیرالمومنین (علیه السلام)  ، السلام علیک یا ولی الله و ابن ولیّه، لقد عظمت المصیبهَ، و جلّت الرّزیّهَ بک علینا و علی جمیع المسلمین، فلعن الله امّهَ قتلتک، و ابرءُ الی الله و الیک منهم،بابی انتم و امّیطبتم و طلبت الارض الّتی فیها دفنتم ، و فزتم فوزا عظیما، فیالیتنی کنت معکم فافوز معکم!

        مدت مدیدی است که جهاد مقدس به روز نشده و قرار هم نبود که بشود ،(پیشنهاد می کنم آف لاین و با خیال راحت مطالعه بفرمایید.) به چند دلیل ؛ از جمله مشغله فراوان در انواع و اقسام مختلف که هیچ کدام هم ربطی به دیگری ندارد و همین امر نظم بخشیدن به آنها را مشکل تر ساخته است. ودلیل مهمتر ؛حضور کسی است که پس از نوشتن ، گفتن و .... هر مطلبی ، به طور مستقیم یا غیر مستقیم بحث و گفتگویی را با شما آغاز میکند، تا هم خودش بفهمد و هم به شما بفهماند که در مورد مطلبی که سخن رانده اید، اطلاعات موثقی دارید یا خیر، و آیا اصلا طرح این مسئله ضرورتی دارد یا خیر ،و مهمتر اینکه چه تاثیری در سعادت شما خواهد داشت و آیا برای شما "باقیات الصالحات" خواهد بود یا ... ، و در نهایت هم با گفتن " لا تقف ما لیس لک به علم" بحث را به پایان می رساند و شما می مانید با دنیایی فکر و خیال و نگرانی از مطالبی که گفته اید ؛ و این می شود که "کم گوی" می شوید. حال نمی دانم داشتن چنین کسی"رحمت" است یا "زحمت"؟ که البته هر دو مفهوم در ذهن متبادر می شود!

     و حالا چرا به روز شدیم ؛ آبان ماه گذشته مطلبی از "پروفسور حمید مولانا" را در سایتی خواندم ، که نه به اعتبار سایت که فقط به اعتبار صاحب سخن بر آن شدم که مطلب را در اختیاردوستان قرار دهم، که به دلایل عرض شده امکان پذیر نشد و اکنون به یمن ملاقات یک دوست پس از سه سال ( در فضای سایبر) بر آن شدم که به روز شوم . و این مطلب را برگزیدم ، چون احساس می کنم با حال و هوای این ایام (دهه مبارک فجر)همخوانی دارد ،"حضوری با ایمان، توکل، اعتماد به نفس، دانایی و ... " با وجود تمامی مشکلات و موانع،شاید چیزی از جنس انقلاب بزرگ ملّت ایران به رهبری امام خمینی (قدس سره )

و اما دیدگاه "پروفسور حمید مولانا"، کپی شده از سایت آفتاب (ششم آبان هزار و سیصد و هشتاد و شش) :

                              "توجه دنیا به احمدی نژاد"

         نواندیشی، عدالت خواهی، و توحیدگرایی سه محوری است که دکتر احمدی نژاد بر آن تکیه دارد.

   در سال های بعد از خاتمه جنگ جهانی دوم تا به امروز بسیاری از رهبران سیاسی و برجسته جهانی در نشست سالیانه مجمع عمومی از تریبون سازمان ملل سخنرانی کرده اند. «نهرو» از هند، «تیتو» از یوگسلاوی، «ناصر» از مصر، «کاسترو» از کوبا، «خروشچف» از شوروی، «کندی» از آمریکا و... ولی هیچ کدام نتوانستند همچون دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور ایران، توجه اقشار مردم و دولتمردان را به خود جلب کنند. خروشچف در دهه ۱۹۶۰ در یکی از جلسات مجمع عمومی حتی با مشت زدن روی میز کوشش کرد توجه جهانیان را به خود جلب کند،ولی نه خشم و عصبانیت او به عنوان رهبر یک ابرقدرت و نه فریاد کاسترو به عنوان رهبر یک انقلاب سوسیالیستی و نه طنین ضداستعماری نهرو و ناصر و تیتو توانست آن انعکاس و بازتاب و تاثیری را که سخنان دکتر احمدی نژاد ایجاد کرده است، به وجود آورد.
    این قضاوت و ارزیابی من تنها مبنی بر قرائت و مطالعه تاریخ روابط بین الملل و سازمان ملل نیست ،بلکه بیش از همه برپایه مشاهدات خود به عنوان استاد و پژوهشگر به مدت
۵۰سال در واشنگتن و نیویورک است. شما باید آن روزها در صحنه حاضر می بودید تا بتوانید هرچه بهتر وسعت و عمق دریای سیاسی امروز را که بازیگران قدرت در آن غوطه ورند تشخیص دهید.  

هوش و ذکاوت دکتر احمدی نژاد و تدبیر و شجاعت و صلابت وی را باید درچهارچوب این تلاطم جهانی درک کرد. علاقه من به مشاهده و مطالعه جایگاه او در روابط معاصر بین المللی تاثیر آنی و کوتاه مدت آن نیست؛ بلکه اثر تاریخی، درازمدت، و مداوم آن در سطوح ملی و بین المللی است. اززمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران و امام خمینی(ره) هیچ رئیس جمهور ایران به اندازه دکتر احمدی نژاد مورد توجه جهانیان قرار نگرفته است. پس می توان پرسید که؛

چرا دنیا به احمدی نژاد توجه دارد؟

       ۱) نواندیشی، عدالت خواهی، و توحیدگرایی سه محوری است که دکتر احمدی نژاد بر آن تکیه دارد. به عبارت دیگر، در دنیایی که یک ابرقدرت و امپراتوری مانند شوروی سرنگون شد و یک ابرقدرت و امپراتوری دیگر مانند آمریکا در آستانه افول است، در دنیایی که رهبران آن مقابل ظلم و بی عدالتی سخن جدیدی ندارند و سازمان های بین المللی مقابل زورگویی و قانون شکنی و جنگ ،سکوت اختیار کرده اند؛ و در دنیایی که اغلب سران، مشروعیت خود را از دست داده و مورد اعتماد مردم خود نیستند، در چنین محیطی دکتر احمدی نژاد پیام قابل شنیدنی دارد، گرچه محتویات آن به گوش و مذاق بعضی سنگین و تلخ به نظر برسد. او مسائل و موضوعاتی را در سطح بین المللی مطرح می کند که دیگران از اظهار آن ابا داشته و خودداری می کنند. دکتر احمدی نژاد دنبال ریشه های درخت اختلاف و کشمکش است و نه شاخه های آن. او نظریه ها، فرضیه ها و پیش فرضیه های حاکم بر نظام جهانی را زیر سؤال می برد و خواستار تأمل و تفکر در آنها می شود.
         
۲) در دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ این «تیتو» و «نهرو» بودند که بقیه دنیای به اصطلاح سوم را، با همقطاران و همفکرانی مانند کاسترو و ناصر و سوکارنو و نکرومه علیه آمریکا و شوروی بسیج کردند. ولی خط مبارز این رهبران آنروزی دنیا را سکولاریسم، ملی گرایی، سوسیالیسم و خودکفایی تشکیل می داد. امروز مرزهای روابط بین المللی و موضوعاتی که در دستور روز قرار گرفته است با گذشته فرق می کند.

نیم قرن پیش چه کسی فکر می کرد که دین و معنویات، اسلام و ادیان الهی، فروپاشی خانواده، محیط زیست، انرژی اتمی، و کاهش منزلت زن، موضوعات مطرح شده در سطح جهانی و سازمان های بین المللی را تشکیل دهد. ما امروز شاهد تشکل یک فرهنگ مقاوت علیه سلطه گرایی هستیم. این فرهنگ مقاومت در همه قاره ها در حال رشد و نمو است، چیزی که دکتر احمدی نژاد در سخنرانی سازمان ملل خود از آن به نام «جبهه همبستگی برای صلح» نام برد. این "فرهنگ مقاومت" را به خوبی می توان در فلسطین، در لبنان، در عراق و در کشورهای آمریکای لاتین مانند ونزوئلا، بولیوی و در اقصی نقاط آفریقا و آسیا مشاهده کرد. احمدی نژاد امروز پیشگامی در این جبهه را به عهده گرفته است.
        
۳) امروز جریان سلطه ستیزی در سراسر جهان یک واقعیت انکارناپذیر است. جبهه همبستگی برای صلح از نظریه انسان مدار، اخلاقی، سنت گرا، و خودکفا در رشد و توسعه عدالت اجتماعی نشاًت می گیرد و بر محور معنویات و خداشناسی و توحید مستقر است. فرهنگ مقاومت نیز به دنبال احترام و عزت بشری بوده و به دنبال گفت وگویی است که حرکات انقلاب کنونی در جهان را موجب می شود. جلوگیری از جنگ و پیشبرد صلح، ایجاد گرایش عمومی به سوی تعامل و سازشکاری و هم زیستی، احترام به فرهنگ و ارزش ها، پشتیبانی از نهاد خانواده و اجتماع، نماد و نشانه های امروزی این فرهنگ مقاومت علیه سلطه گرایی است. فرهنگ مقاومت علیه سلطه گرایی در همه جوامع چه غرب و چه شرق، چه شمال و چه جنوب وجود دارد. چهارچوب اخلاقی جبهه همبستگی برای صلح که فراتر از همه دولت ها و اقوام و ملت ها است باید مدنظر قرار گرفته و پایه بسیج عمومی برای یک امنیت و توسعه و صلح پایدار باشد.
        
۴) اصالت و نوآوری صحبت های دکتر احمدی نژاد همان قدر که قدرت و مشروعیت سلطه گران و دستگاه های تبلیغاتی آنها را به تکاپو انداخته است، افکار و مواضع و اندیشه های او نیز به همان اندازه در بین قشرهای مختلف ملل، به ویژه گروه هایی که سال ها تحت استعمار و استثمار بوده اند، هیجان فوق العاده ای ایجاد کرده است. یک نگاه کوتاه به محور سخنرانی او در نیویورک این موضوع را به خوبی به اثبات می رساند: عدالت به جای زور و قدرت، کرامت های انسانی، حاکمیت خداپرستی، زورگویی و رویگردانی از خدا به عنوان دو عامل اساسی چالش های امروزی، نقض قوانین و حقوق بین الملل توسط قدرت های بزرگ، نقض گسترده حقوق بشر توسط آمریکا، فروپاشی خانواده و کاهش منزلت زن، توسعه تروریسم و اشغالگرایی توسط ایالات متحده، هجوم به فرهنگ های بومی و تحقیر ارزش های ملی، گستره فقر و بی سوادی و محرومیت از بهداشت در سطح جهانی، نادیده گرفتن ارزش های متعالی، ترویج فریب و دروغ و جنگ طلبی، و خاتمه یافتن موضوع هسته ای ایران.
 دکتر احمدی نژاد خواهان تحول و اصلاحات اساسی و بنیادین در نظام بین المللی است. او معتقد است که عدالت به جای قدرت باید بر نظام بین المللی حکم فرما باشد و بدین ترتیب وی مفاهیم و پیش فرضیه ها و نظریه های موجود رئالیسم یا واقعیت گرایی غرب را که بر محور قدرت مستقر است به چالش می طلبد. برای او عدالت گرایی و عدالت خواهی تنها مسیر بشریت و جامعه انسانی به سوی صلح و امنیت پایدار و پویا است. دکتر احمدی نژاد به دنبال شکستن اسطوره های سیاسی است. از دیدگاه او درک مسئله و مشکل فلسطین درک و کیفیت «هولوکاست» است زیرا توجیه و چگونگی مصیبت بر یهودیان در اروپا و به دست اروپایی ها مشروعیت اشغال فلسطین را توسط صهیونیست ها و غرب به وجود آورد و به تاسیس نظام اسرائیل انجامید. فلسطینی ها نه در جنگ اروپا و نه در کشتار یهودیان شرکت داشتند و امروز مردم فلسطین هستند که باید از طریق رفراندوم سرنوشت خود را مشخص کنند. دوران اندیشه های مادی مبتنی بر خودخواهی و سیطره طلبی پایان یافته است و بهتر است این کشورها به جای دخالت در امور دیگران به مردم خود برسند چون دنیا نیازی به آنها ندارد.
        
۵
) علی رغم تبلیغات گسترده ای که برای مخدوش کردن چهره دکتر احمدی نژاد از طرف دولتمردان و رسانه های آمریکا تدارک دیده شده است، تحولات ارتباطات بین المللی و جهانی، دگرگونی های زیرساختی اطلاع رسانی، پیدایش شبکه های جدید رایو- تلویزیون در سطح جهانی، افزایش سرعت تولید و توزیع پیام به طور مستقیم از طریق ماهواره ها، و بالاتر از همه آگاهی و علاقه مخاطبان دنیا به دریافت دست اول و صحیح از مراکز اخبار و گسترش و بهره برداری هرچه بیشتر عموم مردم از اینترنت، همه و همه میدان عمل را برای رئیس جمهور ایران باز کرده و توازن و کنترل رسانه ها را که مدت های طولانی در انحصار چند کشور غربی به ویژه آمریکا بود متلاشی کرده است.
 متانت و مهارت دکتر احمدی نژاد در ارتباطات عمومی و ابتکارات اطلاعاتی و مردمی او در حقیقت رئیس جمهور ایران را برای اولین بار به یک رسانه جهانی انسانی ارتقا داده است. برای رسانه های آمریکا و دنیا اولویت سخنرانی و حضور دکتر احمدی نژاد در نیویورک بر نشست مجمع عمومی تقدم داشت. اختصاص خبرهای روز و ستون مطبوعات به رئیس جمهور ایران نگرانی و اضطراب فوق العاده ای در مقامات آمریکایی ایجاد کرده بود که نظام آمریکا کوشش داشت آن را پنهان نگاه دارد. جنگ سرد بین نظام آمریکا و دکتر احمدی نژاد یک نبرد رسانه ای و اطلاعاتی است و تا امروز رسانه های آمریکا هرچه کوشش کرده اند که رئیس جمهور ایران را به تله بیندازند، خود بیش از همه به تله افتاده اند. دکتر احمدی نژاد در مدت کوتاه اقامت خود در نیویورک کوشش کرد از این زیرساخت های اطلاعاتی و رسانه ای استفاده کرده و از طریق سازمان ملل و تریبون آن پیام خود را به جهانیان برساند و آمریکا را در مقابل کشورهای جهان قرار دهد. به روایت مطبوعات آمریکا
۵۰۰
میلیون نفر سخنان احمدی نژاد را شنیدند، چیزی که دهه های قبل برای سران دولت ها فقط یک آرزو و رؤیا به نظر می رسید. دکتر احمدی نژاد از بی نیازی ایران به تسلیحات هسته ای صحبت کرد و موضوع قرار گرفتن ایران و آمریکا در مسیر جنگ را کم اهمیت دانست.
       
۶
) دکتر احمدی نژاد کارکرد نهادهای مهم غرب را زیر سؤال می برد و آنها را مورد استیضاح قرار می دهد. حادثه دانشگاه کلمبیا یک اتفاق بزرگ بود که خود احتیاج به یک مقاله جداگانه دارد. آنچه در دانشگاه کلمبیا صورت گرفت حیثیت کل ادعاهای نظام سلطه و دموکراسی مبتنی بر مادی گرایی را به صحنه آورد و نشان داد که در داخل آمریکا یک سردرگمی بزرگ درباره نوع تعامل با ایران به وجود آمده است.
 مهرورزی، اعتماد به نفس، و تبحر سخنوری دکتر احمدی نژاد فوق العاده است. او در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، این نشست جهانی را به یک دادگاه بین المللی تبدیل کرد که دادستانی آن را خود به عهده داشت. در دانشگاه کلمبیا خونسردی و متانت و گذشت او تحسین آور بود. حضور او در کلمبیا بحث و گفتمانی را در مجالس و محافل فرهنگی و علمی آمریکا شروع کرده است که به عقیده من سال ها ادامه خواهد داشت. در ملاقات با بیش از
۷۰
نخبه برجسته آمریکایی که قریب به سه ساعت طول کشید، دکتر احمدی نژاد نقش یک استاد باتجربه و متبحر را ایفا کرد. و در گفت وگوی خود با علما و دانشمندان اسلامی مقیم آمریکا و در سخنرانی خود در کلیسای نیویورک با پیشوایان و رهبران دینی مسیحی و یهود نشان داد که خاورمیانه و ایران خاستگاه ادیان الهی است و ایمان و عقلانیت منزلتی بس بزرگ در سنت اسلامی دارد. تکیه او بر خداپرستان، عدالت طلبان و مهرورزان بود.



;یکشنبه 14 بهمن 1386 و ساعت 08:02 ق.ظ

() هم اندیشی
       




او می آید!... [موعود مهربان , ]



 

"... ای عزیز مصر، ما با همه اهل بیت خود به فقر و قحطی و بیچارگی گرفتار شدیم و با متاعی ناچیز و بی قدر (به حضور تو) آمدیم، محبّت فرما و بر قدر احسانت نسبت به ما بیفزا و از ما بصدقه دستگیری کن که خدا صدقه بخشندگان را نیکو پاداش میدهد." (سوره یوسف آیه88) 

" سپاس بی حد خدای را سزد، که فضل و احسانش بر همه خلق باریده و در همه گونه بخشش بر آنان، دست خود باز نموده ؛ او را در همه ی کارها که کند سپاسگزاریم و از او در پاسداشت حقوقی که بر گردن ما دارد،کمک می طلبیم!

  ... به واقع حکایت آل محمّد (صلی الله علیه و آله وسلّم)  به ستارگان آسمان شبیه است ؛ اگر ستاره ای زوال یابد، ستاره ی دیگر بر شما رو نماید. به این ماند که خداوند نعمتش را بر شما به کمال رسانده و هر چه را می طلبید به شما نمایانده است." (نهج البلاغه-خطبه100 )

......

....

.

خوب کردی که رخ از آینه پنهان کردی 

هر پریشان نظری لایق دیدار تو نیست!

.

 



;دوشنبه 29 مرداد 1386 و ساعت 01:08 ق.ظ

() هم اندیشی
       




معارف اسلامی، آداب اسلامی! و میزان آگاهی ودانش ما نسبت به آن؟ [روحیه رفاه طلبی! , ]



پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله و سلّم) :

  "از خود بیاغاز (بر خویشتن صدقه بده و به خود برس) و زان پس اگر چیزی زیاد آمد به خانواده ات، و اگر از خانواده ات نیز زیاد ماند به خویشانت صدقه بده و اگر از آن نیز فزون آمد، این طور و آن طور؛ (و با اشاره) فرمودند: از جلو و راست و چپ انفاق کن! "(کنز العمّال6/394)

...

     قصد داشتم برای 27 تیر ماه در مورد "سناریوی آمیا" که از سال 1373 به دنبال انفجار دو مرکز مربوط به یهودیان در آرژانتین آغاز شد بنویسم، که همچون "پیراهن عثمان" ، بهانه ای شده  تا لابی صهیونیسم برای مخدوش کردن چهره ایران در عرصه بین المللی ، به دولت دست نشانده خویش در آرژانتین فشار آورد، و البته هر بار هم ناکام می ماند!

  و یا از "افسانه سامسون" در انجیل بگویم و یا از... و یا از...اما...

اما مدتهاست موضوعی فکرم را مشغول کرده ، دغدغه ای که این گزارش نویسی ها را تحت الشعاع خود قرار داده است!

      بدون مقدمه بحثم را با سخنانی از "حاج آقا مرتضی تهرانی" آغاز می کنم تا ان شاءالله بیان منظور واضح گردد:

·         ... جهل ما نسبت به معارف و آداب اسلام، روز به روز بیشتر شده و هر چه این جهل بیشتر شود، وابستگی انسان به دینش کمتر می شود ، و چه کسی مقصّر است؟

·         وقتی سخن پدر و مادر و ... بر اطرافیان تاثیری ندارد، دلیلش "عقب ماندگی مذهبی" است ! اگر فرد به فکر تزکیه خود باشد، خداوند کلام او را بر اطرافیانش نافذ و موثر می گرداند، اما زندگی ای برای ما درست کرده اند که فرصتی برای تزکیه و توجه و اینگونه مسائل نداریم!

·         نمی شود کسی از کسی احسان بگیرد و به او علاقمند نشود و نسبت به او محبّت پیدا نکند!

·         انسان اگر بداند که برای چه خلق شده ، باطنش به غیر خدا علاقه ای پیدا نمی کند! نه اینکه دندان روی جگر بگذارد؛ نه! بلکه اصلا علاقه ای ندارد!

      اردیبهشت 84 بود که خدمت بزرگواری بودیم ، و به خیال خود به فکر اجرای طرحی جهادی برای مبارزه با صهیونیسم و ...! آن بزرگوار بسیار مصّر بودند و تاکید داشتند که ابتدا باید در زمینه مسائل اسلامی و معارف دینی و آداب اسلامی به آگاهی مناسب و دقیقی برسیم و ادامه دهیم تاان شاءالله در نهایت به مطلوب برسیم! و می گفتند که برنامه ما تا 1 سال آینده برای بچه ها، مطالعه دقیق کتابهای "شهید دکتر مرتضی مطهری" و جلسات مباحثه در همین زمینه می باشد!

آن روز گذشت، و ما که خود را بسیار پیشرفته تر از این مرحله می دیدیم و گمان می کردیم این مطالب را سالها قبل به خوبی آموخته ایم، ارتباطمان با ایشان قطع شد!

حالا وقتی به خود و بعضی از دوستان نظر می کنم، می اندیشم که چه خیال خامی در سر می پرورانیم! شاید ... شاید این مشکل خیلی (با احتیاط می گویم، خیلی) از بچه هایی باشد که در خانواده ها و مدارس خاص مذهبی بزرگ شده اند ، و این توهّم خاص بودن آنها را از تلاش بیشتر برای رهایی از "جهل" مورد بحث ، باز می دارد. چون با این خیال کمتر احساس "نیاز" می کنند! حال آنکه این احساس شرط اوّل تلمّذ است!

  این حال ما ( خودم را عرض می کنم) ، ماجرای کسی است که در ابتدا، احساس نیاز او را وامیدارد تا برای یافتن راه ، تلاش کند ، به راه می افتد، وقتی به خیال خود گمان می کند که مسیر را پیدا کرده ، مسیر را سهل و طی شده می انگارد ؛غافل از اینکه شیطان قسم خورده اش بیکار ننشسته؛  آنقدر سرگرم ایستگاه های صلواتی سر راهش می شود که هنوز چند قدمی نرفته دیگر به امید این ایستگاه ها حرکت می کند!

خوب که به وقت تلف کردن در هر ایستگاه عادت کرد، شیطانش شگرد دیگری را رو می کند! در ادامه مسیر دیگر ایستگاهی نمی یابد، و این بنده خدا (...بنده خدا !چه عرض کنم؟) که سالها اینگونه خود را تربیت کرده ، وسط را ه مانده  و از خود می پرسدکه" اصلا اینجا چه کار دارد؟"

 برای رهایی از این بلا تکلیفی که خود باعثش شده ؛گرفتار شگرد دیگری می شود؛ عجولانه و بی تامل خود را با هیاهوهای اطرافش سرگرم می کند و هر صدایی را که می شنود، بلندتر تکرارش می کند! و می شود شیپورچی همان شیطان!و همه اینها را خود خواسته! 

همینطور "حجابی بر حجاب دیگر ، بل حجبی پدید می آید" و از خود دور و دورتر می شود و از هدفش پرت و بیگانه!

...راستی چرا اینها را گفتم؟؟؟

...

 بله! ... چند روز قبل سخنرانی با عنوان "فرقه سازی استعمار در جهان اسلام" را می شنیدم؛ 

   از وهابیّت و بهائیّت و صوفیه و شیخیه و قادیانی و اسماعیلیه و ... می گفت و اینکه مرکز اصلی فعالیت اکثرشون "حیفا" می باشد و بهائیّت به صهیونیست ها از خودشون نزدیکتر است و اینکه سفارت های اسرائیل !!! در هر جایی که باشند ، موظفند به بهائی ها خدمت کنند و ...

و خیلی چیزهای دیگر که بیشتر حرفهای تخصصی شون را هم نفهمیدم! اما چند نکته را گرفتم که سبب شد در ادامه روند حاضر تامل بیشتری کنم، و بی ارتباط با ابتدای این مطالب و جهل اسلامی و ... هم نیست:

       ۱. پوچ بودن اصل و اساس حرفهای این فرقه ها !

 و مهمتر اینکه یکی از مراجع بزرگوار تقلید، تاکید دارند که باید بی بنیادی و بی اساس بودن گفته های این فرقه ها برای جوانان و سایر اقشار  بیان شود تا به سرسپردگی و بردگی آنها آگاه شده و دیگر تحت تاثیر "شستشوی مغزی" آنها توسط شبکه های تلویزیونی و ... قرارنگیرند!

 در ضمن یه نکته جالب، "غلام احمد قادیانی" به پیروانش دستور داده که باید زبان عبری را یاد بگیرند!!!

      ۲. استفاده هایی که استعمار از این فرقه سازی ها می برد و معمولا هم این نکات به دلیل روشن بودن نادیده گرفته می شود:

               ۱. تفرقه.

               ۲. جنگهای داخلی بین فرقه ها و انشعابات آنها.

               ۳. تکیه فرقه ضعیف به یک دولت خارجی قدرتمندو 

                  سرسپردگی(همون قضیه احسان گرفتن و ایجاد علاقه ومحبّت).

               ۴.فروش اسلحه به هر دو گروه در حال نزاع.

               ۵.مشغول شدن ما به خودمان.

               ۶.تحلیل رفتن وقت و توان نیروهای ارزشمند درپاسخ

                  دادن به شبهات بی اساس این فرقه ها.

               ۷. و همیشه درحال انفعال و درموضع دفاعی باقی

                  می مانند وفرصت پیش دستی کردن وابتکارعمل در

                  دست گرفتن را ندارند!

    ۳.  و نکته بسیار مهم اینکه، بهتر است قبل از اقدام به هر امری، ابتدا جوانب کار را به خوبی بسنجیم که آیا "اطلاعات، درک، فهم و پایه اعتقادی و آشنایی با معارف اسلامی و ... من" در سطحی هست که در فلان مسئله وارد شوم ؟

تا اینکه خدای ناکرده ،ناخواسته و جاهلانه به مسئله ای نپردازیم که درنهایت نه تنها بر جهل خود افزوده باشیم بلکه آن موضوع را نیز خدشه دار و زخمی نموده و رها ساخته و کار اهلش را مشکل ساخته ایم!

  در پایان امیدوارم دوستان عزیزم دچار سوءتعبیر نشوند، در ضمن من هم وارد هیچ مسئله ای نشده ام ، بلکه اینها دغدغه هایی شخصی است که هفته ها مرا مشغول نموده و همچنان....!

"وای اگر از پس امروز بود فردایی!"

از همه دوستانی که در این مدت به هر طریق لطف ، همدردی و محبّتشان را ابراز نمودند، سپاسگزارم! و این اعیاد با سعادت را نیز به همه عزیزان تبریک و تهنیت می گویم!

التماس دعا!



;یکشنبه 31 تیر 1386 و ساعت 08:07 ق.ظ

() هم اندیشی
       




شهوت مصرف! [ مکر صهیونیسم , ]



" انسان، با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را می جوید چه بسا به نادانی با همان شوق و رغبت شرّ و زیان خود را می طلبد و انسان (از فرط جهل) بسیار بی صبر و شتاب کار است." (سوره مبارکه اسراء- آیه 11)

...

کار یا فعالیت اجتماعی؟

در جوامع امروز باید بین این دو مقوله تمایز قائل شد. در این مطلب کلمه "کار" در معنایی خاص به کار رفته و کاربرد روزمره آن - که به تمامی اعمال فیزیکی فرد از غذا خوردن تا ... اطلاق می شود-  مورد نظر نیست. 

 "کار" شامل اعمالی است که هدف فرد از انجام آن کسب در آمد برای تامین هزینه های زندگی می باشد، و عملی که در قبال آن وجهی دریافت نشود ،کار محسوب نمی شود. در ضمن رضایت از کار وهماهنگی آن با تمایلات و علائق افراد ،در درجات پایین تر و در اکثر موارد هم بی اهمیت تلقّی می شود ، آنهم به دلیل هدفی که از انجام آن دنبال می شود.

اما "فعالیت اجتماعی و..." به آن دسته از اعمالی اطلاق می شود که هدف فرد از انجام آنها، رسیدن به آرامش و رضایت قلبی است، حال ممکن است که در ازای انجام آن وجهی نیز دریافت کند یا نکند، اما این مسئله برای وی  از اهمیت بسیار کمتری برخوردار است!

پس در "فعالیت اجتماعی و..." فرد در درجه اول به دنبال کسب رضایت شخصی است، اما در "کار"هدف اصلی فرد، کسب درآمد است!

نیاز به کار خود به دوبخش قابل تقسیم است:

1.کسانی که مسئولیت تامین زندگی خود و دیگران را بر عهده دارند.2. کسانی که دچار توهّم نیاز به کار و کسب درآمد هستند.

 بحث ما به دسته دوم مربوط می شود، که عده زیادی از افراد را نیز در خود جای می دهد.

بله، بسیاری از افراد دچار "توهّم نیاز به کار هستند. صبور باشید تا مسئله را باهم بررسی کنیم :

تبلیغات نوعی هنر "عامه پسند" است که توسط رسانه های جمعی اجرا می شود. یک قالب هنری که مردم را ترغیب می کند و دو نوع ماموریت دارد:

1. ماموریت فوری او فروش کالاست(این کالا می تواند فرهنگی،آموزشی،هنری و... باشد).

2. و ماموریت دراز مدتش حفظ نظام طبقاتی است.

تبلیغات برای این که بتواند کالا را به فروش برساند مجبور است نگرش ها، شیوه های زندگی، رسوم ، عادات و ترجیحات مردم را "زیر و رو" کند ودر عین حال، نظام اقتصادی را که از این دگرگون سازی ها نفع می برد ، حفظ و حراست کند. پس ،"برانگیزاندن مردم به کار شدید" ضروری است ، تا بتوانند کالا بخرند! اما افزون بر این مردم باید به سوی "مصرف" نیز سوق داده شوند،باید شیدای مصرف شوند،زیرا این مصرف است که نظام اقتصادی را حفظ می کند!

 یکی از کارهایی که تبلیغات انجام می دهد، منحرف کردن توجه مردم از مسائل اجتماعی و سیاسی به مسائل خصوصی و خود شیفتگی است. ارضای شخصی، تبدیل به دغدغه ای دائمی می شود و همراه با آن از "خودبیگانگی" شدت می گیرد و روحیه اجتماعی ضعیف می شود!

 بنابراین درمیابیم که تبلیغات چیزی بیش از ابزار تجارت محض است ، تبلیغات حیات روزمره را در کنترل خود می گیرد و بر روابط اجتماعی سیطره می یابد و در عین حال مردم را به جدایی گزیدن از دیگران رهنمون می شود و درضمن ،شکلی از سلیقه جمعی را نیز به آنها تحمیل می کند!

پس به این ترتیب افراد دچار "توهّم" نیاز به کار می شوند،حال هر کاری!! هدف کسب در آمد برای تامین نیازهایی است که صاحبان سرمایه به آنها تلقین کرده اند ! و به این ترتیب شاهد افزایش  مشاغل بی ارزش و به طبع آن شاغلانی  که هیچ مهارت و توانایی مفیدی ندارند و همواره ادعا می کنند که " کار پیدا نمی شود؟"(مانند ماجرای سهراب!!!)

 به موضوع خود باز می گردیم؛ در جوامع سرمایه داری امروزی، فرد، کار را خارج از وجود خود می بینند، یعنی مستقل از خود و بیگانه! همچون قدرتی که در مقابلشان ایستاده است. احساس بدبختی می کند و نه خوشحالی، نیروی فکری و جسمی خود را آزادانه ظاهر نمی سازد، بلکه از نظر جسمی، خسته و از نظر ذهنی تحقیر شده است. بنابراین وی خود را فقط به هنگام فراغت از کار،آزاد و ارزشمند می داند!

 درچنین شرایطی رسانه ها نقش حساسی ایفا می کنند،آنها مایه خشنودی موقت روان های از خود بیگانه می شوند و آنان را از بدبختی که گرفتار هستند، منفک می سازند! اما اشتباه نکنید،هدف رسانه تنها خدمت به سرمایه داران است! آری، آنها در حقیقت مردم را از آگاهی نسبت به واقعیات عینی شرایط زندگی خود، جدا می سازند. و با نهاد تبلیغات، اشتیاق او را برمی انگیزند و او را به کار بیشتر ترغیب می کنند و در این حال، نوعی "دور شیطانی" را به وجود می آورند!

در جامعه سرمایه داری، کار آدمی را از خود بیگانه می سازد، پس هر چه بیشتر کار کند، از خود بیگانه تر می شود، و برای فرار از این بیگانگی به "اشکال مختلف مصرف" رو می آورد، که باز هم همه آنها نیازمند پول است؛ پس مجبور است باز سخت تر کار کند تا از تاثیر کار برخود بگریزد!

تبلیغات اضطراب می آفریند، ایجاد ناخشنودی می کند وبه طور کلی، از "خود بیگانگی" موجود در جامعه سرمایه داری و جوامع تحت تاثیر خود، را تقویت می کند تا "فرهنگ مصرف" را حفظ کند!

آنها از ظاهر فراورده ها همچون وسیله ای برای ایجاد تمایل به آنها استفاده می کنند و در کشورهای گوناگون جهان با "دخالت"در فرهنگ ها و به اصطلاح ، در اختیار گرفتن تصورات مردم، آنها را تحت تاثیر قرار می دهند.1 

 مردم دچار این توهّم هستند که آنها خود تصمیم می گیرند که چه نخرند و چه انجام دهند، اما تا حدود زیادی ، این تصمیم ها برای آنها گرفته می شود.اعمال مردم چیزی نیست جز واکنش تقریبا خودبخودی آنها به تحریکاتی که تبلیغات و خود کالاها ایجاد می کنند.2

روی جلد کتاب یکی از نظریه پردازان این عرصه 2 ،عکس جالب توجهی به چشم می خورد. این عکس کبوتران را در میدان "سنت مارک" ونیز، نشان می دهد. عکس که از ارتفاع بالا گرفته شده است، نشان می دهد که کبوترها شکل واژه "کوکاکولا" را می سازند. کارگرانی که دانه برای کبوتران می ریزند، شکل واژه "کو کاکولا" را درست می کنند و پرندگان هم در اطراف دانه ها جمع می شوند.وی می گوید:

"کبوتران با این قصد که علامت تجارتی خاصی را بسازند، گرد نمی آیند، بلکه می آیند تا رفع گرسنگی کنند. اما دانه ها را برای این بر زمین نیفشانده اند تا به کبوتران غذا بدهند، بلکه می خواهند آنها را به کار گیرند و اطراف مسیر خاصی گرد آورند. این ترتیب برای کبوتران بیگانه  و بیرونی است. در حالی که آنها مشغول خوردن دانه هستند، "سرمایه" ،به مصرف آنها می پردازد. و این نمادی است از یکی از ابعاد اساسی سرمایه داری!"1

حال به نکته اصلی می رسیم! در فرهنگ های دینی و اسلامی ، کار امری مقدس تلقی شده است که هدف آن خدمت ورسیدن به خودکفایی ، برای ایجاد جامعه ای مستحکم و آرمانی است! در چنین فرهنگی، دیگر افراد نگران، افسرده و ناراضی نیستند، حتی اگر مجبور باشند به کاری بپردازند که چندان هم مورد پسندشان نیست!

کار او نه اجباری، که داوطلبانه است، حتی اگر در ظاهر به نظر بیاید که برای تامین هزینه های زندگی، مجبور به انجام کار است. چرا که خود را عضوی از گروهی می داند که در نهایت خدمت سودمندی را عرضه میکنند و در عین حال نیاز مالی وی نیز تامین می شود! برای فرد تربیت شده در این  فرهنگ ، "اوقات فراغت" معنایی ندارد، چرا که در زندگی هدف مقدسی را دنبال میکند، زندگیش نظم و برنامه دارد و کار را، "هم عبادت و هم تفریح" می داند!( و مگر نه اینکه، هدف از "تفریح"، رسیدن به رضایت و آرامش است! ) او دیگر دچار از خود بیگانگی نیست.

........

پی نوشت ها:

1.روش های تحلیل رسانه، برگر.آرتورایسا (Berger , Arthur Asa) ،1933،ترجمه: پرویز اجلالی ،1379،تهران،مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها.

2. Wolfgang Fritz Haug



;جمعه 11 خرداد 1386 و ساعت 12:06 ب.ظ

() هم اندیشی
       




[تهاجم ، مقاومت، پیروزی! , ]



سلام بر حزب الله!

پیروزی مقاومت اسلامی لبنان  تحقق وعده الهی در نصرت کسانی که خدا را یاری دهند، بود .(مقام معظم رهبری - حفظه الله تعالی )

در هفتمین سالگرد پیروزی حزب الله لبنان ، در عقب راندن بی قید و شرط مزدوران صهیونیست، از مواضعشان در جنوب لبنان، بار دیگر سجده شکر بجا می آوریم! 3 خرداد برای هر دو کشور( ایران و لبنان)، روز آزادی، مقاومت و پیروزی است!



;چهارشنبه 2 خرداد 1386 و ساعت 11:05 ق.ظ

() هم اندیشی
       




تو چه می خوانی؟... [رستم یا امیر ارسلان؟ سهراب یا هری پاتر؟ , ]



به خوان دوم نرسیده

قهوه خانه ها تعطیل شد

حالا ؛  

"رستم"، امیر ارسلان می خواند،

 "سهراب"، هری پاتر ! ۱

و بیچاره "سهراب"؛

                تا به خود آمد، دانست که هیچ مهارتی ندارد جز "هری پاتر شناسی" !پس کوله بارش را جمع کرد تا راهی انگلستان شود ، پیشه جادوگری در پیش گیرد،شاید یکی از 8500 جادوگر رسمی آن دیار گردد!

 و اما "رستم" ؛

               تازه فهمید  اگر " فردوسی" در سرودن  شاهنامه اینقدر عجله نمی کرد و  قرنها صبر می کرد تا " فرنگی های عقب مانده" به درک علوم و دانش مسلمانان نائل آیند و باز صبر می کرد تا "صنعت ترجمه" نیز در فرنگستان بر پا شود و سپس در "عصر قجر" خیل "فرنگزدگان" بوجود آیند و...!

آنوقت  همانند "نقیب الممالک" (نقالباشی مخصوص ناصرالدین شاه) - که تحت تاثیر داستانهای غربی "امیر ارسلان " را خلق کرد و نسب او را به "ملکشاه" ، پادشاه روم شرقی یا بیزانس رسانید، و یکی از قصه های محبوب ناصرالدین شاه شد -  "فردوسی" نیز برای رستم و سهراب چنین نسب با اصالتی! می ساخت؛

 حالا

       امیر ارسلان بود که "رستم " می خواند؛

       و هری پاتر، "سهراب" !

 ..........................................................

۱. کریم رجب زاده-روزنامه همشهری



;چهارشنبه 2 خرداد 1386 و ساعت 10:05 ق.ظ

() هم اندیشی
       




عادتک الاحسان الی المسیئین! [ ... بخوان به نام رب الحسین! , ]



السلام علیک یا امام المومنین و یا امیر الصالحین و یا نور العارفین ویا وارث الانبیاء و صفوه الاوصیاء و شموس الاتقیاء و عبد الرحمن و شریک القران و معدن الحقائق و حکمه الله وشفیع الخلائق و حافظ سّر الله و رحمه الله وبرکاته!

السلام علیک یا علی بن موسی یا اباالجواد (علیه السلام)

تو آمدی این خاک را ارزنده کردی

تو نسل"سلمان" را به نامت زنده کردی!

شیعه زپابوس تو، راهش را بیابد

آئینه تو گشته، بر عالم بتابد!

باید به اشک یاد تو، گرد گنه شست

ذکر عروج ما، زیارتنامه توست!



;سه شنبه 29 اسفند 1385 و ساعت 02:03 ق.ظ

() هم اندیشی
       




(قسمت سوم) [ داستان قهوه،اسلام ، آسیا ،اروپا،... و نستله؟ , ]



 "این زندگانی چند روزه دنیا افسوس و بازیچه ای بیش نیست، و زندگانی اگر مردم بدانندبحقیقت دار آخرت است."سوره عنکبوت،آیه۶۴

...

اما منابع ترکی، تاریخ های قدیمی تری ذکر می کنند. "بریسل" (Brisel – Kahvaler Kitab) در کتاب قهوه اش، تاریخ اوّلین کشف آن را 1258 میلادی ذکر می کند. داستان او به شیخی به نام عمر اشاره می کند که قهوه را تصادفاً بر اثر گرسنگی و خوردن دانه های این گیاه کشف می کند. این ماجرایی معمول در دید منابع ترکان است که می گوید قهوه قویا مدت‌ها قبل از قرن پانزدهم در بین مسلمانان شناخته شده بوده است.

صنعت ساخت قهوه جوشهای سرامیکی و فلزی مدت‌ها قبل در سده‌های 13 و 14 میلادی در بلاد اسلام وجود داشته است. حتی شواهدی وجود دارد که نشان می دهد قهوه برای مسلمانان ،قبل از تاریخ پیشنهادی 1258 بریسل شناخته شده بوده است.

ما می دانیم که  "ابن‌سینا" در هزاره اوّل میلادی از قهوه به عنوان دارو استفاده می کرده است. اشاره و توضیحی درباره خواص پزشکی آن در کتاب معروفش "قانون الطب" دیده می شود که قهوه را چنین معرفی می کند:

 " دانه گیاهی است که از یمن می آید. نوع بهتر آن زرد رنگ و سبک و خوشبو است. نوع سفید و سنگینش بد است. بدن را سرحال می آورد. پوست را تمیز می کند، و بخارات زیر آن را خشک می کند، و بوی بسیار خوبی به دهان و تمام بدن می بخشد." این سند حداقل وجود و استفاده از قهوه در یمن را در قرن دهم میلادی اثبات می کند.

 حتی"زکریای رازی" نیز قبل از ابن‌سینا بعضی از خواص سودمند پزشکی قهوه را ذکر کرده است. اما هر دو آنان به جای "قهوه" از نام حبشی آن، "بونک" (Bunc) استفاده کرده‌اند!

" اوکرز" (Ukers) کشف قهوه را به سال 750 میلادی نسبت می دهد و می گوید که چوپانی عرب به نام خالد در حبشه متوجه تغییر حالت رفتاری بزهایش هنگام خوردن بوته ای خاص شد. و این بوته به عنوان درخت قهوه شناخته شد. این داستان به کرّات تکرار شده و توسط اکثر مورخین مورد قبول است.
    از مطالب بالا به وضوح مشخص می شود که قهوه توسط مسلمانان، در قرن دهم میلادی کشف شده است. ابتدا در یمن مورد کاشت و بهره‌برداری قرار گرفته است، یمنی ها به جای خوردن دانه ها ، آن‌ها را می جوشاندند و نوشیندی معروف، "القهوه" را به‌وجود آوردند.

همچنین اتفاق نظر وجود دارد که اوّلین استفاده کنندگان قهوه صوفیان بودند که به عنوان دارویی برای شب زنده داری - از برای ذکر و عبادت -استفاده می کردند. قهوه به باقی مسلمانان یمن و بالاخره به تمامی مسلمانان از طریق مسافران، حجاج و تجار راه پیدا کرد. و بالاخره زمانی در قرن پانزدهم، به ترکیه عثمانی رسید.
طبق گزارش "عبدالقدیر الجزیری" در حدود سال 1558 در کتابش "عمدات الصفوا" فخر الدین ابوبکر ابن ابی یزید المکی ذکر کرده است که قهوه در اواخر قرن نهم هجری ( پانزدهم میلادی) به مکه رسیده است. او در ادامه سند دیگری ارائه می دهد که جزئیات رسیدن قهوه به قاهره را بازگو می کند. "ابن عبدالغفار" ذکر کرده است که در دهه اوّل سده دهم هجری دانشجویان یمنی مدرسه الازهر، قهوه آورده و استعمال می کردند تا در مجمع های ذکر بهتر عمل کنند. و از الازهر قهوه خیلی سریع به خیابان‌ها، مغازه‌ها و خانه‌های قاهره راه یافت.

 در اوائل قرن پانزده میلادی (1453) قهوه به ترکیه رسید و اوّلین "قهوهخانه" به نام "کیوا هان" در سال 1475 در استانبول شروع به کار کرد.
   جدا از ذکر تاریخ اوّلین آشنایی مسلمانان با قهوه، اکثر مقالات درباره قهوه در غرب به مشکلات قهوه و قهوه
خانهها در بلاد اسلام می پردازند، با این ادعا که اسلام مخالف استعمال قهوه بوده به دلیل اعتیادش!
این درست است که قهوه
خانهها خیلی مورد علاقه نبودند به دلیل محیط و ذات خوش گذرانه شان! اما این مسئله‌ای بسته به سنت و محلات و شخصیت‌های  خاص بوده و عقاید متعدد و مختلفی درباره آن همانند هر چیز دیگر وجود داشته و نمی توان عمومیتش داد و گفت "اسلام با قهوه مخالف بود."

ادامه دارد...


ترجمه:حبیب الله شهبازی

;دوشنبه 21 اسفند 1385 و ساعت 10:03 ق.ظ

() هم اندیشی
       




« لقد جائكم رسول‏ من انفسكم عزیز علیه ما عنتم ، حریص علیكم بالمؤمنین رؤف رحیم » [ ... بخوان به نام رب الحسین! , ]



"السلام علی الحسین الشّهید المظلوم ... اشهد انّ الائمه من ولدک کلمه التقوی و اعلام الهدی و العروه الوثقی و الحجه علی اهل الدّنیا و اشهد انّی بکم مومن و بایّابکم موقن بشرایع دینی و خواتیم عملی و قلبی لقلبکم سلم و امری لامرکم متّبع و نصرتی لکم معدّه حتی یاذن الله لکم ، فمعکم  معکم لا مع عدوّکم، صلوات الله علیکم و علی ارواحکم و اجسادکم و شاهدکم و غائبکم و ضاهرکم و باطنکم، آمین ربّ العالمین!"

...

همه جای دل زینب(سلام الله علیها)

از درد،

ترک انداخته بود!

مثل یک "جام بلور"،

که ز مهمانی "شن" برمی گشت!



;جمعه 18 اسفند 1385 و ساعت 08:03 ق.ظ

() هم اندیشی
       




(قسمت دوم) [ داستان قهوه،اسلام ، آسیا ،اروپا،... و نستله؟ , ]



اکثر مقالات در باب تاریخ قهوه بیشتر به اختلافات بسیار وسیع در باب چگونگی کشف و زمان آن می پردازند. مورخان به اجماع نظر نرسیده اند و هنوز نمی توان تاریخ معتبر دقیقی را ذکر کرد. قدیمی ترین اسناد‌ درباره قهوه توسط مسلمانان در قرن 15 میلادی نوشته شده‌اند. همان‌طور که خواهیم دید، این نوشته‌ها مقدار بسیار زیادی اطلاعات درباره ذات اجتماعی این نوشیدنی به همراه سیر انتقال آن به نقاط مختلف بلاد اسلام ارائه می دهند، اتفاقی که در طی یک قرنی که این کتاب‌ها نوشته شده‌اند، افتاد.

اما درباره کشف اوّلیه اش، جاخالی های زمانی بزرگی وجود دارد، چرا که این کتاب‌ها بر اساس تاریخ شفاهی نوشته شده‌اند که تا چند نسل قبلتر چیزی را ذکر نمی کنند. به این دلیل، مورخانی که بر روی این اسناد کار کرده‌اند خود را به این راضی کرده‌اند که قهوه در چنین زمان دیری از تاریخ بلاد اسلام به آن راه پیدا کرد.

   هاتوکس (Hattox) به عنوان مثال، می گوید در قرن پانزدهم- با نقل‌قول کردن از این اسناد عربی-  ادعا می کند که مسلمانان یمن آن را از اتیوپی ( حبشه) در سال‌های 1400 میلادی آوردند. یک مثال دیگر، روایتی است ذکر شده توسط " فخر الدین ابو بکر ابن ابی یزید المکی" که چنین گفته است؛ در گزارش وقایع وی، او به گروهی از صوفیان به نام "شطیلیه" اشاره می کند، که با استفاده از برگ‌های "القات"، گیاهی مخدر شناخته شده در بلاد عرب، "القهوه" درست می کردند. در آن زمان به دلیل کمبود ناگهانی القات در شهر عدن، بزرگ آنان، شیخ الزبهانی (1470 م)  به پیروانش دستور می دهد تا از دانه های قهوه به جای القات استفاده کنند.
اما این داستان به ما اثبات نمی کند که به این دلیل، اوّلین استفاده قهوه در یمن در قرن پانزدهم میلادی بوده است. قهوه قویا شناخته شده بوده و حالا در این داستان خاص ، جایگزین القات می شود.

  باز هم "هاتوکس" با ارائه اسناد عربی دیگری ادعا می کند که در قدیمی‌ترین حالت ، شناخت قهوه در بلاد اسلام به اواسط قرن پانزدهم می رسد! این تئوری همانند نظر "الیس جان" (Ellis John – 1774) است که با نقل‌قول از "شهاب‌الدین" (قرن پانزدهم) اوّلین معرفی قهوه نوشیدنی در یمن را به مفتی شهر عدن، "جمال‌الدین"، که تقریباً همزمانه اش بوده نسبت می دهد.

   "جمال‌الدین" در یکی از سفرهایش به ایران عده‌ای را درحال نوشیدن قهوه می بیند، که در آن زمان او آن را استعمال نمی کند. اما در بازگشتش به عدن او مریض شده و تصمیم می گیرد تا نوشیدن قهوه را امتحان کند و ببیند که آیا بر وضعش تأثیری می گذارد یا خیر؟ با انجام این کار، وی نه تنها سلامتش را بازیافت، بلکه فوائد سودمند دیگری را نیز درک کرد. از جمله آرامش از سردرد، احساس سرزندگی و پس راندن خواب آلودگی! در نتیجه، او این نوشیدنی را به دیگر دوستان صوفیش معرفی کرد ،تا بتوانند با کمک آن شبهایشان را آسان‌تر صرف عبادت کنند. استعمال و رضایت مفتی از آن هم باعث اعتبار و تبلیغ قهوه شد تا جایی که آرام آرام جای نوشیدنی القات را در بین مردم گرفت!

ادامه دارد...


نویسنده: Salah Zaimeche Ba,Ma, PhD

ترجمه: حبیب‌الله شهبازی - سایت لوح

کلیه حقوق برای FSTC محفوظ است.
http://www.fstc.co.uk/



;چهارشنبه 16 اسفند 1385 و ساعت 09:03 ق.ظ

() هم اندیشی
       




(قسمت اول) [ داستان قهوه،اسلام ، آسیا ،اروپا،... و نستله؟ , ]



داستان "قهوه" هم از آن داستان‌های جالب است .. از همان مدل داستان‌های مثنوی که می گوید گنجت زیر خود مبارکت دفن است و تو تمام دنیا را دنبال گمشده ات می گردی. از همان مدلی که آقای کوئیلو آن را با بسی آب مخلوط کرده و به دنیا می فروشد. (در حالی که ما هنوز مشغول چرتیم. باز خدا پدر آقای کوئیلو را بیامرزد.)  و در آخر از همان مدلی که "قهوه‎خانه" می شود "کافی شاپ". 

    عده‌ای که خیلی تعطیلند  دیگر"نسکافه" را هم نوعی قهوه می پندارند و هنوز نفهمیده اند نسکافه از جمع دو کلمه "نستله" و "کافه" درست شده که اولی نام شرکتی است در سرزمین همیشه بی طرف سوئیس که ثروتمندان کره خاکی گنجهایشان را در آن دفن کرده‌اند و در دو دهه اخیر جمعیت ایرانیان این بلاد زبیا بسی زیاد شده است و دومی نام فرنگی قهوه، و جمع این‌ها شده "نس-کافه"، یعنی قهوه شرکت نستله که چیزی است عجیب که خیلی سریع و راحت درست می شود و مانند قهوه سنتی ترک و عرب ما نیست و به همین دلیل باز به دل ما ایرانیان خیلی نشسته است چرا که "سریع" درست می شود. عین چای! ما هم که دیگر حوصله نداریم.

همان‌طور که دیگر نقش و نگار معماری و کاشی ات که زمانی افسانه‌ای بود دیگر سرسری و بی رنگ و حال شده و کشوری که آن کاشیها و سرامیک ها را تولید می کرد حالا باید بیل بورد بزند و قسم و آیه که کاشی اسپانیاییست، دقیقاً همان‌طور و به همان دلایلی که منجر به این امور شده‌اند قهوه هم شده " نسکافه" و قهوه‎خانه رفتن شده "کافی شاپ رفتن."  قهوه‎خانه‌های سنتی مان هم که دیگر جز چای نوشیدنی دیگری خیلی بلد نیستند ارائه دهند. ( البته کوکاکولای مشهدی هم هست.) همین‌طور دیگر تاریخچه  قهوه ات را هم نمی دانی و بلد نیستی قهوه ترک و عرب درست کنی که وقت می برد و عشق در کوچک‌ترین جزئیات کار... همانند هر بعد دیگر زندگی سنتی!

 نسکافه بخر و رویش با کتری برقی ات ( یادت باشد کتری برقی ساخت داخل بخری) آب جوش بریز و خالی اش کن در حلقت و برو به دنبال فرهنگ سازیت!!!بارک‌الله!
از آن تعطیل ها که بگذریم کمی باسواد ترها متوجه شباهت بین کلمات "کافه" و "قهوه" می شوند... و عده قلیلی که حوصله و ذوق دارند کافیست سری بزنند به یک لغت‌نامه یا دائره المعارف و در قسمت ریشه کلمه بخوانند که : اواخر قرن شانزدهم. از ترکی آمده است: "کهوه "، که از عربی آمده است: "قهوه".
و باز متوجه پدیده‌ای می شوی که ریشه در اینور دارد. مثل "شطرنج"! که زمانی همراه با تخته نرد بازی محبوب مسلمانان از آندلس گرفته تا چین بود... شطرنج هم داستانی دیگر دارد که انشاءالله بعداً
و این مقاله‌ای که حضورتان تقدیم می شود داستان قهوه است. پس اگر می خواهید تاریخ زیبای آن را به همراه ماجراهای دیگری مانند تولد "کاپوچینو" و "نان صبحانه هلالی" بدانید  این ترجمه ناقابل را بخوانید!

"برگرفته از مطلب :حبیب الله شهبازی- سایت لوح"



;دوشنبه 14 اسفند 1385 و ساعت 06:03 ق.ظ

() هم اندیشی
       




راه باب المغاربه از كدام طرف است؟ [ مسجد الاقصی قبله گاه اول! , ]



مسجدالاقصى مبارك بر دامنه ی كوه "موریا" در شهر قدیمی و شریف "قدس" قراردارد.

این مسجد شامل میدانی فراخ است كه مصلى اصلی آن به نام " مسجد القبلی" دارای گنبدی سرمه ای رنگ است و در صدر مسجد می باشد، در وسط آن گنبدی  طلایی رنگ به نام "قبة الصخره" جای دارد.  قبة الصخره بنایی معمولی از ساختمان مسجد الاقصی نمی باشد؛ بلكه ساخت آن به نحوی است كه شامل تمامی میادینی می شود كه دیوارهای آن ها  به آن احاطه دارند. بر بالای دویار آن 4 ماذنه سر به آسمان كشیده اند. در اطراف آن دروازه های 15 گانه قرار دارند كه یكی ازقدیمی ترین و مهم ترین  این دروازه های "‌باب المغاربه" (‌ Magariba Gate) است.

 

             

همان طور كه در تصویر مشخص است،‌ درب مغاربه در دیوار غربی مسجد الاقصی مبارك قرار دارد و گذرگاهی است برای رفتن به تپه ای خاكی كه از مجاور دیوار مسجدالاقصی بالا می رود.  به همین دلیل این راه و این تپه بخش جدایی نا پذیری از مسجد الاقصی می باشد. نماز گزارانی كه از طرف درب مغاربه دیگر – كه در دیوار محاط به شهر قرار داشته است – یا افرادی كه از داخل شهر می آیند،‌از این راه استفاده می كنند. علت نام گذاری این دو درب (درب مغاربه واقع در دیوار مسجد الاقصی و درب مغاربه در دیوار قدس ) به پیشینه ی تاریخی اینان باز می گردد :‌ در این منطقه مردم مراكش( مغرب) از قدیم سكنی گزیده بودند.

                            

 

ولی رژیم اشغالگر از زمان اشغال فدس شریف 1976 م این مكان تاریخی و به خصوص درب معاربه واقع در دیوار براق مشهور به دیوار ندبه در مسجد مبارك را اشغال نمودند و ادعا دارند كه این قسمت بخشی از دیوار غربی معبدشان می باشد.و به همین جهت تمام منقه را نابود و با خاك یكسان كردند و در راستای تلاش برای یهودیكردن محیط مسجد الاقصی و تغییر صبغه اسلامی آن،‌نام آن را به میدان ندبه تغییر دادند.

هم چنین آن ها مسلمانان را از استفاده این درب منع كردند و از این مكان مقدس برای ورود توریست ها و نیروهای رژیم اشغالگر استفاده كردند و از آن راه هایی زیر زمینی به سمت كنیسه های خود وصل كردند .

              

 

این خاك برداری باعث سست شدن تپه ای كه درب مغاربه بر روی ان قرار دارد شد و در نتیجه حدود صد متر مربع از تپه فرو نشست و بدین صورت سلطه اشغالگران و نادیده گرفتن آثا راسلامی توسط آن ها،‌باعث خرابی این آثار تاریخی اسلام گردید.

 

در راستای بزرگترین هتك حرمت مسجدالاقصی سال گذشته رژیم اشغالگر اعلام كرد كه قصد دارد تمام آثار تاریخی این مكان نقدس را نابود كند. این حركت خشم مردم قدس و داخل فلسطین را برانگیخت و مخالفین با تجمع در در منطقه مغاربه خواستار جلوگیری عمل تخریبی شدند.

در ادامه ای این مخالفت ها و درگیری نیروهای اشغالگر با مخالفین،‌دولت صهیونیستی از ورود مسلمانان زیر سن 45 سالكی ممانعت به عمل آورد. این ادقام نیز در راستای تلاش برای موفقیت نقشه های توسعه طلبانه صهیونیست ها در بزگرترین توطئه در میدان براق است كه تا به حال صورت پذیرفته است.

 

                   

لازم به ذكر است كه این نقشه های توسعه طلبانه برای ساخت بنای معبد مزعومشان دركنار مسجد اقصى در چهار طرف مسجد الاقصى می باشد .

 

 ترجمه به فارسی : وسام جشعمی

در همین مورد بخوانید Wake up Muslems!!!!

2 نوشته شده در  شنبه 21 بهمن1385ساعت 2:37  توسط الحدید 


;دوشنبه 14 اسفند 1385 و ساعت 05:03 ق.ظ

() هم اندیشی
       




دیوار غربی مسجدالاقصی: بمب ساعتی [ مسجد الاقصی قبله گاه اول! , ]



گویی دیوار غربی مسجد الاقصی (دیوار البراق) و حیاط رو به روی آن صحنه جنگ و پایگاه نظامی است که نظامیان صهیونیست و ارتش اشغالگر قدس با تمام قوا و با انواع سلاح برای حمایت از تندروهایی که به این مکان می آیند و آن را دیوار (المبکی) نام گذاشته اند، دفاع می کنند.
سال هاست که این دیوار شاهد حوادث ناگواریست. در دهه بیستم قرن گذشته قیام فلسطینیان موسوم به "هدیه البراق" در پی تلاش یهودیان برای سیطره بر این مکان آغاز گردید و این قضیه در سازمان ملل و محافل بین المللی مطرح و در نهایت بر حق فلسطینیان بر این دیوار تأکید شد.
رژیم صهیونیستی پس از پیروزی در جنگ ژوئن 1967 اولین کاری که کرد محله المغاربه در مجاورت دیوار غربی مسجد الاقصی را نابود ساخت. این محل قدمتی 900 ساله داشت که ساکنان آن مذهب فاطمی داشتند. هدف صهیونیست ها از این کار گسترش حیاط همجوار با این دیوار بود که به دروغ "المبکی" نام گذاشته بودند.

 

دیوار ندبه

 

فلسطینیان صهیونیست ها را به تخریب این محله بر سر ساکنان آن متهم می کنند و چند سال پیش فرمانده صهیونیستی مسئول عملیات تخریب این محل به قتل دو فلسطینی زیر آوار اعتراف کرد و این کار خود را این طور توجیح کرد که می خواست پیش از مداخله شورای امنیت و اجبار طرف های درگیر به عقب نشینی و پایبندی به آتش بس، پیش دستی کرده باشد.

کابینه رژیم صهیونیستی دیوار البراق و حیاط آن را در چارچوب مکان هایی قرار داده که دیدارهای رسمی از آن صورت می گیرد به طوری که هر بار یکی از مقامات صهیونیست به محض آن که به مکان مذکور می رسد کلاه یهودی را بر سر می نهد و مراسم مشخصی را انجام می دهد.

تخریب راه منتهی به باب المغاربه

مقامات رژیم صهیونیستی در 15 فوریه 2004 با تخریب راه منتهی به باب المغاربه به این مکان که یکی از درهای اصلی مسجد الاقصی به شمار می رود، سیطره یافتند.

دست اندرکاران فلسطینی گفتند که بر اثر حفاری های مداوم مؤسسه صهیونیستی در زیر مسجد الاقصی و محوطه آن که از سال ها پیش آغاز شده این مکان را با خطر فرو ریختن و ویرانی رو به رو ساخته است و این در حالیست که مؤسسه مذکور مانع ترمیم نقاط مختلف مسجد الاقصی توسط اداره اوقاف و مؤسسه الاقصی می شود.

 

تصمیم برای از بین بردن آثار اسلامی

روزنامه صهیونیستی یدیوت آهارونوت در مطلبی جاری فاش ساخت که شهرداری قدس قصد دارد دیوار و راه منتهی به باب المغاربه را به طور کامل ویران کند و پل جدیدی احداث کند تا پلیس رژیم صهیونیستی بتواند در وقت ضرورت به مسجد الاقصی یورش ببرد.

روزنامه مذکور همچنین اضافه کرد که شهرداری قدس پس از بررسی های مهندسی تأکید کرد که این دیوار و راه منتهی به آن در هفته های آینده خراب می شود.

مهندس اوری شطریت کارمند شهرداری صهیونیست ها تصریح کرد: خاکی که راه باب المغاربه بر آن بنا شده سست است و ریزش هایی در آن مشاهده شده است که انتظار می رود با فرا رسیدن فصل زمستان فرو بریزد از این رو به ناچار باید این دیوار را برداشت.

بنابر اعلام این روزنامه صهیونیستی پس از تخریب مسیر منتهی به باب المغاربه پلی چوبی موقتاً احداث می شود تا پلیس رژیم صهیونیستی بتواند در وقت ضرورت به مسجد الاقصی حمله کند و خاخام های یهود نیز از آن استقبال کرده اند.

پس از انتشار این خبر مؤسسه الاقصی که در زمینه تعمیر و ترمیم مقدسات اسلامی فعالیت می کند به شهرداری قدس نسبت به پیامد ویرانی این دیوار و راه منتهی به باب المغاربه که به دیوار غربی مسجد الاقصی چسبیده است، هشدار داد و آن را بخش جداناشدنی این مسجد خواند.

مؤسسه الاقصی با صدور بیانیه ای فوری اعلام کرد:"شهرداری قدس و مؤسسه صهیونیستی مذکور حق ندارد حتی یک سنگ یا بخش کوچکی از این دیوار یا راه منتهی به باب الغاربه را بردارد زیرا این دیوار و این راه جز لا ینفک مسجدالاقصی محسوب می شود و به هیچ وجه اجازه ندارند که راه منتهی به باب المغاربه را تخریب کنند.

شیخ علی ابو شیخه، رئیس مؤسسه الاقصی در زمینه این طرح شهرداری قدس تصریح کرد:"ما اجازه نمی دهیم هیچ ساخت و ساز و تغییری در این مکان صورت گیرد و به آثار اسلامی به ویژه در مسجد مبارک الاقصی لطمه ای وارد شود. تخریب دیوار مذکور کاری بسیار خطرناک است که این مؤسسه صهیونیستی مسئول پیامدهای خطرناک آن خواهد بود. بدیهی است که این عملیات برای یهودی کردن و تغییر آثار اسلامی در قدس و مسجد الاقصی صورت می گیرد.

مؤسسه الاقصی اعلام کرد که این اولین باری نیست که شهرداری قدس یا مؤسسه صهیونیستی مذکور تغییراتی ساختاری را در منطقه دیوار غربی مسجد الاقصی به ویژه در مسیر منتهی به باب المغاربه اعمال می کنند. آنها بارها در سال های اخیر به این کار دست زده اند. مؤسسه الاقصی تصریح کرد که این گونه اقدامات در چارچوب طرح های طولانی این مؤسسه صهیونیستی، شهرداری قدس و اعضای جماعت های یهودی برای آسیب رساندن به مسجد الاقصی و روبه رو ساختن آن با خطر ویرانی صورت می گیرد.

مؤسسه الاقصی تأکید کرد که اداره اوقاف اسلامی در قدس تنها منبعی است که می تواند در نقاط مختلف مسجد الاقصی، دیوارهای آن و حومه آن تغییری انجام دهد یا آن را تعمیر کند.

بنابر اعلام منابع فلسطینی تصمیم شهرداری قدس برای ویرانی این راه و احداث پلی بر روی آن به قیام های جدیدی مثل اتفاقات سال 1996 موسوم به انتفاضه تونل ها خواهد انجامید که پس از ایجاد تونل توسط شهرداری قدس در مجاورت مسجد الاقصی به وقوع پیوست. کما اینکه دیدار جنایتکار جنگی شارون تروریست از حرم بیت المقدس جرقه ای بود که به آغاز انتفاضه الاقصی منتهی شد.

مؤسسات فلسطینی همچون هیئت عالی اسلامی، شورای اوقاف و مقدسات اسلامی در قدس نسبت به این تصمیم صهیونیست ها به شدت اعتراض کردند و آن را به منزله نابودی بناها و آثار اسلامی دوره ایوبی و مملوکی در محله المغاربه خواندند که در سال 1967 به دست اشغالگران ویران شد.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 22:49  توسط الحدید 


;دوشنبه 14 اسفند 1385 و ساعت 05:03 ق.ظ

() هم اندیشی
       




[ مسجد الاقصی قبله گاه اول! , ]



" و کیست ستمکارتر از آنکه مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع کند و در خرابی آن اهتمام و کوشش نماید؟ چنین گروه را نشاید که در مساجد مسلمین درآیند، مگر آنکه بیمناک و هراسان باشند، این گروه را در دنیا ذلّت و خواری و در آخرت عذابی بسیار سخت نصیب است!(سوره بقره- آیه 114 )

...

مسجدالاقصی

... 

قصد داشتم از مسجد الاقصی و اهداف صهیونیست در ارتباط با آن بنویسم ، اما "الحدید" (صهیونیسم و جهان اسلام) قبلا زحمت این کار را کشیده است!

مطالب مذکور را در لینک های ذیل می توانید مطالعه فرمائید!

۱.مسجد الاقصی

۲.تخریب مسجد الاقصی(۱)

۳.تخریب مسجد الاقصی(۲)

۴.معبد سلیمان

۵.موسسات صهیونیستی در صدد تخریب مسجد الاقصی

در ضمن از اشکالات اخیر صفحه عذرخواهی می کنم و تا مدتی نیز ادامه خواهد داشت!



;چهارشنبه 18 بهمن 1385 و ساعت 10:02 ق.ظ

() هم اندیشی
       




[ ... بخوان به نام رب الحسین! , ]



"... انّ هذا لهو البلواء المبین* و فدینه بذیح عظیم* و ترکنا علیه فی الاخرین*..."

اعوذ بالله من الکرب و البلاء!

... غبار غفلت بر همه چیز فرو می نشیند و آیینه های طلعت نور کور می شوند و رفته رفته یاد خورشید نیز از خاطره ها می رود، و نه عجب اگر در دیار کوران بوزینگان را انسان بینگارند!

سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است که اسلام آورده اند، اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند!

 کنج فراقتی و رزقی مکفی...!

دلخوش با نمازی غراب وار ...!

و دعایی که بر زبان می گذرد؛ اما ریشه اش در دل نیست، در باد است!

... آه از این دلسنگی که ما را صمّ بکم می خواهد!

"سید مرتضی آوینی- فتح خون"



;یکشنبه 1 بهمن 1385 و ساعت 09:01 ق.ظ

() هم اندیشی
       




دو سالگرد تاریخی؛کریسمس-انتفاضه!... [پروفسور حمید مولانا , ]



"آن طفل گفت همانا من "بنده خدا"هستم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود.... و "سلام حق بر من باد روزی که بدنیا آمدم و روزی که از جهان بروم و روزی که برای زندگانی ابدی آخرت باز برانگیخته شوم! (آیات شریفه 30و31 سوره مبارکه مریم سلام الله علیها)

دوشنبه 4 دی ماه،مصادف با دو سالگرد تاریخی است، یکی قدیمی و دیگری معاصر، هر دو سنتی و هر دو به تناسب خود جهانی و بین المللی!

  دنیای مسیحیت تولد حضرت عیسی مسیح -علیه السلام- را تحت عنوان "کریسمس" جشن میگیرد و برای فلسطینی ها و امت اسلامی نه تنها تولد یکی از پیامبران تاریخ است بلکه سالگرد انقلاب فلسطین یا "انتفاضه" است!

 هر دو واقعه آغاز نهضت و مبارزه علیه "گمراهی" و "ملی گرایی" و "طایفه پرستی" در قوم یهود بود و هر دو نهضت از نهادهای سنتی و توحیدی که صلح  و عدالت پایه های اصلی آنها را تشکیل می دادند، سرچشمه می گرفت. در پیشاپیش هر دو رستاخیز،نسل جوان بود و ابعاد و تاثیرات هر دو خیزش بین المللی و سیاسی و دینی!

  هر دو بیداری و تحرک بسیجی و علیه ظلم وستم بود و برای آزادی "بیت المقدس"، شهری که تبعیض نژادی نباید در آن راه یابد و وحدت گرایی و احترام به حقوق بشر و انسانیت باید در آن حکمفرما باشد!

سالگرد "انتفاضه" تحت حملات نظامی و تبعیضات قومی و ملی نشانه "مقاومت امت اسلامی" و نمونه گسترش مبارزات علیه نظام جهانی شده است!

...

http://www.golha.net/holytry/aghsa.html

...

ظهور حضرت عیسی -علیه السلام- در حقیقت پاسخی بود به انحصارگرایی و قوم گرایی یهودیت و ترویج برادری و خواهری انسانیت، ولی طولی نکشید که رهنمودهای این پیامبر در نظام امپراطوری روم دفن گردید و "کلیسای مسیحیت" با اتحاد فئو دالیست ها و شاهان اروپا یک دوره طولانی اختناق آور و تاریکی را که به "قرون وسطی" معروف است حاکم کرد.

 طغیانی که قبل از صنعتی شدن اروپا علیه کلیسای مسیحیت و پاپ به وجود آمد و باعث اصلاحات مذهبی و ایجاد دو فرقه بزرگ "پروتستان" و "کاتولیک" شد، در واقع چالشی برای دنیای مسیحیت بود.

بدین ترتیب تمدن مسیحیت در مقابل "اسلام علم دوست و آزاد اندیش مترقی"، چهره تازه ای گرفت!با فرا رسیدن انقلاب صنعتی و آغاز دوره اومانیسم، مسیحیت و دین یک موضوع و مساله خصوصی و فردی شد و علم جدید و صنعت، خدای دوران جدید اروپا شد.

اما سالگرد "کریسمس" تحت تهاجم مادیات غربی، ابعاد "تجارتی و مصرفی"به خود گرفته است!

...

  امروز سالگرد کریسمس ، نه به عنوان تولد یک پیامبر و ظهور یک نظام دینی و روش اجتماعی ، بلکه به عنوان "یک جشنواره سکیولار جهانی" ترویج می شود!

"انتفاضه" بر عکس کریسمس مسیر دیگری را طی می کند.قیام جوانان فلسطینی تنها علیه صهیونیسم نیست، بلکه علیه نظام و ارزشهایی است که صهیونیسم در آغوش گرفته و پرورش داده است!

سالگرد انتفاضه نشان می دهد تا چه حد رهبران قدیمی فلسطینی به کمک یاران غربی خود، معنای دین و صلح و عدالت را با مصلحت گری سیاسی عوض کرده اند!

.... متن کاملتر را می توانید در ادامه مطلب بخوانید!



;سه شنبه 28 آذر 1385 و ساعت 07:12 ق.ظ

ادامه مطلب

() هم اندیشی
       




پایان سرخ "شهید احمد قصیر"، آغاز سبز حماسه شهادت طلبان ! [... سلام بر حزب الله ! , ]



"و اگر کافران با شما مسلمین به جنگ برخیزند، از قتال شما پشت گردانیده و فرار کنند و دیگر هیچ ناصر و یاوری برای خود نیابند"!(سوره فتح ، آیه 22)

شنبه 20آبان ماه  سال 1361 ، مقاومت اسلامی لبنان نخستین مجاهد شهادت طلب خویش را تقدیم اسلام نمود. "شهید احمد قصیر" آغازگر این مبارزه عظیم بود ، که با حمله به پایگاه نظامیان صهیونیست در "شهر صور"، جندین نفر از آنها را به هلاکت رسانید!

عملیات شهادت طلبانه با آثار، نتایج و کارایش، نقطه عبور از مرحله ای به مرحله ای دیگر به حساب می آمد، عبور از مرحله شکست و پا نهادن به مرحله پیروزی ، عبور از دوران ذلّت و سرافکندگی و قدم گذاشتن به دوران دلاوری و قهرمانی ، وپایان یافتن افسانه شکست ناپذیری ارتش اسرائیل!

عملیات شهادت طلبانه سلاح جدیدی بود که به دور از هیاهو ، ارتش صهیونیستی را برای اولین بار  در تاریخ تجاوزاتش، به زانو در آورد!

…………………………

نشست دوازدهم فرهنگ مهدویت- از سلسله نشست های ماهنامه موعود- با موضوع:

"مثلث مقدّس"

بررسی دلایل کین ورزی غرب و یهود نسبت به اسلام!

سخنران:دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی

زمان :پنج شنبه 25 آبان ،ساعت 30/3 عصر 

 مکان : خ.حجاب، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.



;سه شنبه 23 آبان 1385 و ساعت 09:11 ق.ظ

() هم اندیشی
       




به سوی جهانشمولی اسلامی! [پروفسور حمید مولانا , ]



"و شما (ای مومنان) در مقام مبارزه با آنها، خود را مهیا کنید وتا آن حد که بتوانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خداوند و دشمنان خودتان فراهم سازید. و بر قومی دیگر نیز مهیا باشید، که شما بر (دشمنی) آنها مطلع نیستید،(اما) خداوند بر آنها آگاه است! و آنچه در راه خدا صرف می کنید، خدا تمام به شما عوض خواهد داد و هرگز به شما ستم نخواهد شد!"(انفال- آیه 60)

......

در دنیایی که کشورها و سازمانهای غربی برای حفظ منافع اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی خود، تحت لوای"بازارهای آزاد"، "خصوصی شدن اقتصادی"، "دموکراسی سرمایه داری"، "جهانشمولی" و "جامعه مدنی جهانی" صف آرایی و ائتلاف می کنند، اغلب دولتهای کشورهای اسلامی بیش از پیش، از امت اسلامی خود فاصله گرفته اند و هنوز از "منافع ملّی" خود صحبت می کنند ، بدون اینکه اقتدار حفظ چنین منافعی را به تنهایی دارا باشند. 

 نهادهایی نیز مانند"سازمان کنفرانس اسلامی" ،بارها نشان داده اند که نه توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای سلطه گرانه ضد اسلامی را دارا هستند و نه همبستگی و بصیرت لازم برای حل و فصل مشکلات و اختلافات امت اسلامی را دارند.

  "منافع ملّی" سالهاست که به معنای قدیمی آن ، در خود غرب رنگ باخته است. در کشورهای اسلامی منافع ملّی تنها در چارچوب "منافع امت جهانی اسلامی" مشروعیت دارد و امکان پذیر خواهد بود.

   تمامی ترس و واهمه غرب و امریکا از انقلاب اسلامی، همین امکان احیاء امت اسلامی به صورت یک سیستم مشروع جهانی در مقابله با نظام جهانشمولی امروزی است! واشنگتن، لندن، مسکو، برلین و بروکسل از دولت های ملی کشورهای اسلامی ، واهمه ای ندارند، نگرانی آنها از "وحدت جهانشمولی اسلامی"است.1

    با اینکه در سال 1974م. در کنفرانس"اتحادیه عرب" که در شهر "رباط"در مغرب تشکیل شده بود،سازمان آزادی بخش فلسطین به عنوان نماینده مشروع فلسطینی ها اعلام شد و فعالیت های فلسطینی ها در سازمان ملل و محافل سیاسی افزایش یافت ، مع هذا، دولت امریکا و رژیم اسرائیل از شناخت این سازمان خودداری کرده و آن را "تروریست" نامیدند. دولت مردان غرب و رسانه های اصلی غرب با "انگاره سازی" مداوم که به موازات تبلیغات صهیونیست ها صورت می گرفت ، امکان هر گونه مذاکره را با فلسطینی ها مسدود کردند.

    اشتباه بزرگ رهبری فلسطینی در دهه های 1940م. تا 1980م. ، در استراتژی و فعالیت های سیاسی خود، این بود که به جای اینکه تشکیلات و اهداف خود را در چارچوب فرهنگ و چالش اسلامی سازمان دهد، به "ملی گرایی و ایدئولوژی های سکولار _غیر دینی _ گرایش پیدا کردند. عرفات نماینده یک سازمان سکولار فلسطین بود و نه یک دولت و نظام اسلامی، که با دارا بودن مشروعیت و حمایت همه جانبه مسلمانان بتواند از مقدسات اسلامی و بیت المقدس در مقابل متجاوزان دفاع کند!

این استراتژی دو ضرر بزرگ برای رهبری فلسطین داشت:

  در وهله اول، عدم تکیه به محور اسلامی مبارزات فلسطین، جنبش های این سرزمین را در دو قطب جنگ سرد ، شرق و غرب که امریکا و شوروی سابق باشد، قرار داد و مبارزات و خواسته های فلسطینی ها را با ایدئولوژی های قومی و ملی اعراب ؛و نه مسلمانان جهان؛ مخلوط ساخت!

  در وهله دوم، در حالی که صهیونیست ها ورژیم اسرائیل با تکیه به"یهودیت و دین یهود" ، جنبه سیاسی، فرهنگی و مذهبی به تبلیغات خود می دهند،رهبری فلسطین با دیدگاه های سکولار و عربی خود ، فرصت بسیج و حمایت جهان اسلام را از دست داد!! و بسیاری از زمامداران کشورهای اسلامی، به بهانه اینکه مسئله فلسطین ،اختلاف اعراب و اسرائیل است، ضربه بزرگتری را در همکاری خود به فلسطین و فلسطینی ها و دنیای اسلام وارد کردند!

"تنها راه، احیاء دکترین و منشور امت اسلامی در سطح بین المللی و جهانی است!"

    ...در آغاز انقلاب اسلامی ایران وقتی که یاسر عرفات به عنوان رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین ، برای تبریک به حضورقائد و فقیه بزرگ اسلامی ، وارد تهران شد، باید بیش از هر فلسطینی دیگر تشخیص می داد که مشروعیت و حدود او در مبارزه علیه صهیونسیم، از آن تاریخ به بعد با "اسلام گرائی و جهانی سازی اسلامی" مربوط خواهد بود.

  امام خمینی(ره) فرمودند: "نهضت ما اسلامی است قبل از آنکه ایرانی باشد، نهضت مستضعفین سراسر جهان است قبل از آنکه به منطقه ای خاص تعلق داشته باشد" ، و بدین ترتیب ایشان گفت وگو را به فراسوی مرزهای جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی کشاندند.

  این گفتمان صریح امام، استراتژی نیروهای استکبار جهانی را به لرزه در آورد و از آن تاریخ به بعد"پروپاگاند" وسیع صهیونیسم و رسانه های اصلی غرب متوجه اسلام و مسلمانان و ابعاد اسلامی جامعه فلسطین گردید . اسطوره های پیشین که بر اصطلاحات "عرب" و "اعراب" تکیه می کرد،کنار گذاشته شده و عنوان "اصول گرایان اسلامی"، "تروریست های اسلامی" و "حزب اللهی" ها جانشین آنها شد.

انگاره سازی جدید امروزی صهیونیسم و غرب را باید در این چارچوب تاریخی و انقلابی درک کرد!2

............................................

پی نوشت ها:

 ۱. روزنامه کیهان ۱۰/۱۰/۱۳۷۰

۲. روزنامه کیهان  ۱۸/۱۱/۱۳۸۱



;شنبه 22 مهر 1385 و ساعت 11:10 ق.ظ

() هم اندیشی
       




[ ... تلخند! , ]



" آنها که کافر شدند نیز، بعضی دوستدار و مددکار یکدیگرند، و شما مسلمین اگر(آنچه را خداوند دستور داده) کار نبندید،همانا فتنه وفسادی بزرگ روی زمین را فرا خواهد گرفت!" سوره انفال- آیه ۷۳

....

.

 ۱.متاسفانه بازهم مقدور نشد که یکی از کاریکاتورهای آقای سید محمود جوادی را درج نمایم. لطفا برروی آدرس زیر کلیک نمایید:

 http://www.golha.net/holytry/Farzand-e-Ahan2.jpg

۲.درضمن در مورد نشست های ماهنامه موعود "فرهنگ مهدویت" ، به دوستان ارجمند توصیه می کنم که این جلسات را از دست ندهید، که (ان شاءالله) بسیار مفید و پر بار می باشد!(زمان:آخرین پنج شنبه هر ماه شمسی)

به خصوص نشست نهم ، با موضوع"بشارت به منجی موعود" بسیار عالی بود! در این نشست، استاد بزرگوار "حجه السلام علی اکبر مهدی پور" موارد و مطالبی در ارتباط با "بشارت منجی در سایر کتب آسمانی" را ارائه فرمودند.

ایشان تعبیر زیبایی از؛زبور؛ داشتند که؛ حیفم می آید بیان نکنم:

"زبور، سرود ظهور بقیه الله الاعظم (روحی و ارواحنا له الفداء) است!"

 و در ادامه فرازهایی از آن را قرائت فرمودند:

"… انتظار بسیار برای خداوند کشیده ام، چشمانم تار گشته، منتظر (ظهور) خداوند هستم و به کلام او ایمان دارم. ...هر کس که منتظر تو باشد ، خجل نخواهد شد ، ومن تمام روز را منتظر تو بوده ام!" (فرازی از مزمور 30)

در ضمن ،CD  جلسات گذشته را نیز می توانید از نمایشگاه جانبی مراسم، تهیه فرمائید.

 ۳. موضوع برنامه آتی:

"انتظار؛ ازاستضعاف تا اقتدار"

زمان: پنج شنبه ۲۷مهرماه( ۲۵رمضان)، ساعت۳۰/۱۵ الی ۳۰/۱۷

مکان: خ.حجاب،کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.



;جمعه 14 مهر 1385 و ساعت 01:10 ق.ظ

() هم اندیشی
       




[تهاجم ، مقاومت، پیروزی! , ]



"حزب الله یک جنبش جهادی ، ایمانی است."(مقام معظم رهبری،حفظه الله تعالی)

در 4 ژوئن 1982م. ارتش اسرائیل تهاجم بسیار گسترده ای را از زمین ، هوا و دریا، به لبنان آغاز نمود. به سرعت و بدون برخورد با مقاومت قابل توجهی، تا دروازه های"بیروت" پیشروی کرد و در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۲م.(۱۳۶۱ه.ش)، دومین پایتخت یک کشور عربی را، پس از"بیت المقدس"،به محاصره خود در آورد.

پیامدهای این حمله:

۱.حضور "فیلیپ حبیب"،فرستاده ویژه آمریکایی، پس از یک هفته از شروع حمله نیروهای اسرائیل در منطقه  است،که منجر به آتش بس و بیرون کردن رزمندگان فلسطینی، از تاریخ ۲۱ سپتامبر شد. این امر اخلال زیادی در معادلات لبنان به نفع اسرائیل و لبنانیهای مسیحی و به ویژه نیروهای لبنانی که در آن زمان"بشیر جمیل"(رئیس حزب فالانژها و هم پیمان اسرائیل)ریاست آنها را به عهده داشت،پدید آورد!

۲.انتخاب "بشیر جمیل"برای ریاست جمهوری لبنان، با حمایت اسرائیل، و پس از کشته شدن وی در حادثه انفجار، برادرش"امین جمیل"همان سال به عنوان رئیس جمهور انتخاب گردید.

۳.فاجعه کشتارپناهندگان فلسطینی در اردوگاه"صبرا وشاتیلا"، پس از حادثه "بشیر جمیل"،توسط ارتش اسرائیل و به کمک "شبه نظامیان مارونی" به وقوع پیوست!

۴.امضای قرارداد شوم و مذلّت بار "۱۷ می" که تحت نظارت آمریکا انجام شد. این قرارداد تبصره های امنیتی دربرداشت که از لبنان مستعمره ای اسرائیلی می ساخت وبر اساس آن ، قسمت مهمی از جنوب لبنان جدا می شد تا به منطقه ای امنیتی برای حمایت از رژیم صهیونیستی تبدیل گردد و همه شرطهای اسرائیل را بر لبنان تحمیل می کرد!

۵.حضور نیروهای دریایی آمریکا و نیروهای پیمان"آتلانتیک شمالی"(N.A.T.O)1، بر اساس طرح"فیلیپ حبیب" ، که به اصطلاح برای نظارت بر اجرای بندهای طرح ، در لبنان حضور یافتند!

     ... در طی سالهای بعد، مجموعه های متفرق اسلام گرایی که در"بعلبک" گرد هم آمده بودند، اختلاف دیدگاه های خود را کنار گذاشتند و بر اساس دو موضع مشترک ،گرد هم آمدند:

"اعتقاد به ولایت فقیه و پیروی از امام خمینی(ره)" و "مقابله با اسرائیل"

و به این ترتیب مقاومت شکل گرفت و"حزب الله"سازماندهی شد. و عملیات های شهادت طلبانه آغاز گردید، که مهمترین آن ، توسط شهید"احمد قصیر"در شهر "صور "و در تاریخ ۱۱ نوامبر ۱۹۸۲م. به وقوع پیوست ،که این روز نیز در حزب الله ، "روز شهید"نام گرفت!

در نتیجه فشارهای نظامی"مقاومت اسلامی"بر ارتش اسرائیل که به طور چشمگیری افزایش یافته بود،در ۱۴ ژوئن ۱۹۸۵م. ارتش اسرائیل به منطقه "کمربند امنیتی"2 که زیر نظر نیروهای"انتوان لحد"مزدور، قرار داشت و ارتش جنوب لبنان و تابع اسرائیل نامیده می شد، عقب نشینی کرد.

واین اولین عقب نشینی بی قید و شرط صهیونیست ها بود! و در نهایت در بامداد روز چهارشنبه ۲۴ می ۲۰۰۰ م. ارتش اسرائیل به صورت شبانه، اقدام به تخلیه کلیه مواضع خود در جنوب لبنان نمود و خاک لبنان را،به جز قسمتی از مزارع "شبعا"، ترک کرد!

دولت لبنان نیز روز ۲۵" می" را به عنوان"روز مقاومت و آزادسازی"،تحت عنوان عید ملّی، برای همیشه در تاریخ لبنان ثبت کرد!

و بازهم شاهد بودیم که بار دیگر در ۲۳مرداد۱۳۸۵، ارتش اسرائیل بسیار تلخ تر از قبل، و درمدت زمانی کمتر از ۳۵ روز، طعم شکست را تجربه کرد، که گوارایشان باد!

…………….

پی نوشت ها:

1.پیمان آتلانتیک شمالی،"ناتو"(North Atlantic Treaty Organization) ،در سال 1949م. با مشارکت دوازده کشور پا به عرصه وجود نهاد، و تا سال 1982 م. تعداد آنها به شانزده کشور رسید.مقر این سازمان در "بروکسل"پایتخت "بلژیک"است!

این سازمان در آغاز برای مقابله با تهدید شوروی سابق ، در اروپا به وجود آمد و عامل موثری برای تثبیت سلطه و نفوذ امریکا در اروپا بود. و فرمانده عالی نیروهای مسلح این سازمان همواره بعهده یکی از افسران ارشد امریکایی بود!

هنوز هم این سازمان مهمترین عامل نفوذ و قدرت امریکا در اروپا به شمار می رود و امریکائیها در پوشش این سازمان پایگاههای متعددی در اروپا دارند، که حداکثر نقل و انتقال نیروهای نظامی خود را در جنگ خلیج فارس از آنجا به عمل آورد.

کمک های خارجی امریکا به کشورهای مختلف ، ابزار سیاسی خارجی این کشور است که در نهایت همسویی کشور دریافت کننده با تمایلات و منویات واشنگتن و تل آویو را به همراه دارد،چرا که موضع سیاسی امریکا همواره مبتنی بر حمایت مطلق و مستقیم از سیاست اشغالگری اسراییلی است، وتوی قطعنامه های شورای امنیت که علیه آنهاست، شاهد این مدعا می باشد!

2.این منطقه از سال 1978 م. اشغال شده بود ، مساحت آنkm2 1000 و شامل ۱۷۱ شهرک و روستا می باشد، که دارای رودخانه ها و منابع آبی و زمینهای حاصلخیز فراوان است!



;شنبه 25 شهریور 1385 و ساعت 10:09 ق.ظ

() هم اندیشی
       




و اشرقت الارض بنور ربّها! [موعود مهربان , ]



"... پس زنهار شما را زندگانی دنیا فریب ندهد و از عقاب خدا،شیطان به عفو و کرمش سخت مغرورتان نگرداند!"(سوره لقمان – آیه33 )

"... (آنگاه که بیاید)خواهش نفسانی را به هدایت الهی بر می گرداند، آنگاه که مردمان هدایت الهی را به خواهش نفسانی بدل کرده باشند، و رای ایشان را تابع قرآن نماید ، آن زمانی که قرآن را پیرو رای خود ساخته باشند!...

از یاد مبرید!و آگاه باشید که شیطان مسیرهای خود را برای شما هموار می سازد، تا که شما را دنبال خود کشد!(نهج البلاغه ، خطبه 138 )"

...

به انتظار رخت ، عاشقانه می سوزم

به عشق توست ، به هر آشیانه می سوزم(ان شاءالله) 

ندیده در تب و تابم در این موقت عمر 

یقین که پیش رخت، جاودانه می سوزم (ان شاءالله) 

 به زیر وزر و وبالم،کسی چه می داند 

 ز شرم بار گنه ، مخفیانه می سوزم! 

خود راه خویش می روم و خسته می شوم 

گر زیر بار خود نکشانی مرا! 

ببخش ، اگر که به درد آمدی زنامه من 

به روی زرد و خجالت کشیده ام برگرد! 

بیا و بار غمت را کمی به دوشم نه 

به حمل بار معاصی خمیده ام ،برگرد! 

دل از فساد زمانه به تنگ آمد 

ببین که حوصله ای سر رسیده ام، برگرد!



;دوشنبه 6 شهریور 1385 و ساعت 09:08 ق.ظ

() هم اندیشی
       




[... سلام بر حزب الله ! , ]



این قانون سخت انسانهاست

که زنده بمانند به رغم جنگ و مشقت،

به رغم خطرات بی شمار،

به رغم آوارگی...!

و ...

 این طریقه باشکوه "مجاهدین راه حق" است

که

آب را به نور تبدیل می کنند و

خواب را به واقعیت!

 This is the hard rule of man,

To survive the war, the hardship,

The countless dangers,

The homeless…!

But,

This is the glarious way of “the rights soldiers”,

which,

Changes water to light,

Dream to reality!

                            و ...

 یادی کنیم از دیگر سربازان حزب الله ، که اردوگاه های "موصل، رومادیه، تکریت، عنبر و بعقوبه " آنها را بهتر از ما می شناسند!

                          .....

 " آیا مایلید با ما ، تا پیچ همین کوچه بیایید؟

از سایه سار "سکوت" بگذرید

 و دمی،

دقیقه ای لااقل،

عواقب آفتاب را تجربه کنید؟! "

"سلام بر آنان که از پیکاری عظیم  بازآمدند!"



;سه شنبه 24 مرداد 1385 و ساعت 09:08 ق.ظ

() هم اندیشی
       




مکسوی ؟! [ مکر صهیونیسم , ]



"... سخنان ادعایی شما ، سنگ های سخت را می شکند، ولی رفتار سست شما ، دشمنان را امیدوار می سازد!..." (حضرت علی علیه السلام ، خطبه 29 – برگرفته از وبلاگ خاکریز)

....

سویا ؛ هدیه طبیعت!

مكسوی (محصولات سویا)، تحت لیسانس "مكسوی" كانادا:

....

اینها همه مربوط  می شود به تبلیغات تلویزیونی این محصول ؛ كه احتمالا شنیده اید !

چند سال قبل ، خبردار شدیم كه، كارخانه "فر آوری و تولید محصولات آبزیان" در رشت تاسیس شده ، كارخانه ای زیبا و آماده بهره برداری...!

قرار بود ، انواع محصولات غذایی از گوشت آبزیان ، با انواع طعم های گوناگون، برای سلیقه های مختلف تهیه شود و در" سبد خرید خانواده ها" قرار گیرد!

كارخانه به راه افتاد ، اما خبری نشد! نه تبلیغی ، نه تیزری و نه....! انگار نه انگار!

و اما....!

حالا مدتی است كه شاهد تبلیغاتی بسیار حساب شده  و تاثیر گذار، از این محصولات سویا هستیم! از شیر سویا تا چیپس و... در طعم های مختلف! البته "پروژه سویا با طعم گوشت آدمیزاد" هم مراحل آزمایشگاهیش را با موفقیت پشت سر گذارده ، و مژده بدهم كه با تلاش و پی گیری های دلسوزان! قرار شده ابتدا در ایران توزیع شود...!

... نمی دانم چه بگویم؟......هر چه فكر می كنم ، جواب قانع كننده ای نمی یابم كه، چرا؟ 

 آیا "صدا وسیمای ..." نیز مثل خیلی ارگان های دیگر، همه چیز را قربانی "مصلحت سازمانی" می كند؟!

اگر نه ، پس چرا هنوز محصول داخلی كشورش رو یاری نكرده ( هنوز كه چه عرض كنم ، بعد از چهار سال... سكوت...!)... حالا رفته سراغٍ...! اونم چیزی كه حتی نام تولیدیش رو نمی تونیم تلفظ كنیم ، چه رسد به ...!

یاد حرف كسی افتادم كه میگفت :" آنها از ابزار تبلیغات علیه ما و به نفع خودشان نهایت استفاده را می برند ، پس ما هم باید از همین ابزار علیه خودشان استفاده كنیم."... اما متاسفانه می بینیم كه نه به ضرر، بل در حمایت هر چه بیشترشان، همه در كارند!...."ابر و باد و مه و خورشید و فلك ..."!

قضیه این تلویزیونی ها، و خیلی های دیگر، شده ماجرای اون كسی كه :" دزدی می كرد تا به فقرا كمك كنه، حال نمی دونست كه با رواج چنین عملی در جامعه، اول كسی كه بیشترین ضربه را می خوره، همین فقرای بی نوا هستند!" ... تازه ما دست بالا گرفتیم كه، ان شاءالله هدف آقایون از این تبلیغات ، خیر باشه!!!

قصد ندارم حرفهای نا امید كننده بزنم  كه ....! نه...، هرگز!!! چرا كه خودم از همه بیشتر ایمان دارم كه باید امیدوار بود ، تلاش كرد، روحیه داد و روحیه گرفت! ... پس دست به كار شویم! ( البته اصلا منظورم، از این نوع "هوچی" گری های سیاسی و ... نیست!)

مثلا شاید یكی از پایه ها ی ویران ، اون واحدهای درسی باشه كه، به اصطلاح جزء دروس تخصصی محسوب می شوند و معمولا هم به دلیل مشكل بودن ، سرهم بندی فقط گذرانده می شوند و بار عملی اش هم كه صفره...!

در ضمن ، اگر این مطلب را با عنوان "سیطره صهیونیسم" قرار داده ام، اصلا منظورم این نیست كه ، سود آن به جیب شركت ها ی صهیونیستی می ره و این محصولات فلان است و ...! نه؛... یعنی نمی دونم ، شاید هم برود!...

در هرحال معتقدم، هر چیزی كه به خودكفایی ما كمكی نكند وچه بسا ضربه هم بزند و ما رو به سمت هر چه بیشتر "مصرفی شدن" سوق بدهد ، در این عنوان جای می گیرد! چرا كه نتیجه اش می شود، قضیه كشورهایی از قبیل منطقه امریكای لاتین ، كه نه تنها تولید كنندگان اصلی كشورشون رو " شركتهای چند ملّیتی " تشكیل می دهد، دردناکتر اینکه به این شركتها، سوبسید - یارانه- هم تعلق میگیرد ، به عبارتی ، "هم از توبره می خورند و هم از آخور"!!!!

خلاصه از قول بزرگی بگم :

"هرچه زودتر حركت كنیم ، برای رسیدن ، كمتر خواهیم دوید!"

........

در ضمن ،برای علاقمندان به بحث های مهدویّت؛

 "ماهنامه موعود" سلسله نشست های ماهانه ای را با عنوان "فرهنگ مهدوی" برگزار می کند.

پنج شنبه آخر هر ماه شمسی ، کانون پرورش فکری - خ.حجاب ،ساعت 4-7 عصر!



;شنبه 21 مرداد 1385 و ساعت 08:08 ق.ظ

() هم اندیشی
       




ای پناه بی پناهان، تو خود پناهشان ده! [... , ]



......

اللّهم انّک تجیب المضطرّ،

و تکشف السّوء،

و تغیث المکروب،

وتشفی السّقیم،

و ترحم الصّغیر،

و تعین الکبیر،

ولیس دونک ظهیر،

و لا فوقک قدیر،

و انت العلیّ الکبیر!

یا مطلق المکبّل الاسیر،

یا رازق الطّفل الصّغیر،

یا عصمۀ الخائف المستجیر!

اللّهمّ انّک اقرب ما دعی،

و اسرع من اجاب!

لک الملک و لک الحمد،

و انت علی کلّ شیء قدیر،

یا ربّ، یا ربّ ، یا ربّ،

آمین ، آمین ، ربّ العالمین!



;جمعه 13 مرداد 1385 و ساعت 03:08 ق.ظ

() هم اندیشی
       




[مکر صهیونیسم...شل!؟ , ]



"...پروردگارا،این كافران را هلاك كن و از آنها دیّاری بر روی زمین باقی مگذار؛ اگر تو آنها را رها كنی ،بندگان پاك با ایمانت را گمراه می كنند و فرزندی هم جز بدكار و كافر ،از آنها به ثمر نمی رسد!"(آیات 26 و27 سوره نوح)

ابتدا این مقاله را بخوانید :

"گزارشی از ماهیت و فعالیتهای شرکت هلندی - انگلیسی شل در ایران"

http://www.rasad.ir/farsi/ArticleFish/index.asp?action=5&id=253

...

..

      در جستجوی پاسخ پرسش مطرح شده در پایان مقاله ، كه قابل تامل نیزمی باشد، نظریكی از كارشناسان "نفت و گاز" را جویا شدیم ، كه به طور خلاصه اشاره می گردد:

" به طور كلی می توان گفت ، به سه دلیل عمده حضور این شركتها ، اجتناب ناپذیر است:

1. مسئله Licence یا به عبارتی، برای فروش محصولات پتروشیمی و... به سایر كشورها، مهر تایید بعضی شركتهای به اصطلاح معتبر خارجی ،لازم است ، به دلیل اعتباری كه آنها در عرصه جهانی بدست آورده اند، حال به چه طریقی...، درست یا غلط...، كاری نداریم!

2. نیاز به سرمایه گذار!

3. ضعف تكنیكی در بعضی مراحل ، كه مهمترین آن "تكنیك های سر چاهی" یا به عبارتی " شناسایی و حفاری چاههای نفتی در اعماق در یا" می باشد. كه متاسفانه این تكنیك در انحصار چند شركت خارجی از جمله‌ " هالیبرتون ، شل، بی پی و..." می باشد!

لازم به ذكر است كه این شركتها نیز از این ماجرا به شدت سوء استفاده می كنند. مثلا شركت "شل"، در سود حاصل از فروش نفت كشور طرف قرارداد ،خود را سهیم می كند و این جدای از دخالت های پنهان سیاسی و اجتماعی در امور داخلی آن كشور است! در حالی كه به طور معمول فقط حق دارد ، هزینه فعالیت خود را دریافت كند و در صورت تمایل تكنیكش را نیز برای خود مخفی نگاه دارد!!!

خب، در مورد منطقه " پارس جنوبی"، ما مجبوریم كه دست نیاز به سوی آنها دراز كنیم، چرا كه نفت و گاز این منطقه بین ایران و قطر مشترك است ، و این در حالی است كه قطر حدود ۱۲ سال است كه استخراج نفت و گاز این منطقه را آغاز كرده است ، و اگر بخواهیم منتظر بمانیم تا به این تكنیك دست یابیم ، شاید خیلی دیر شود!

.... تا اینجا مربوط می شود به دلایل حضور این شركتها در كشور ، و اما در مورد بعضی فعالیتهای جانبی این شركتها، در حوزه فعالیت اقتصادی شان، ایشان عقیده دارند كه :

" دستمزد، حقوق و مزایای نیروی كار، از مهندسین تا كارگرها، در ایران بسیار پایین است ؛ و نكته مهمتر، بی اطلاعی آنها از خطراتی است كه تهدیدشان می كند -" تشعشع پرتوهای رادیواكتیو در مراحل حفاری و شناسایی"- پس عقل سلیم ایجاب می كند كه این شركتها ، نیروی كار مورد نظر خود را از میان افراد بومی و این خیل عظیم "فارغ التحصیلان" جویای كار، تامین كنند!

همچنین، شرایط سخت كاری ؛ در جه حرارت 50 درجه ، آب وهوای شرجی، دوری از خانواده ، و... ، نیاز به سرگرمی و در نتیجه فعالیت های جنبی و عمدتا فرهنگی این شركتها را توجیه می كند!!!  

.... به امید استقلال كامل ایران اسلامی؛ مستدام باشید!



;سه شنبه 3 مرداد 1385 و ساعت 09:07 ق.ظ

() هم اندیشی
       




وبلاگ من
  ایمیل من
بايگاني
موضوعات
منتظر چه هستید؟! (1)
این ۱۲ نفر (1)
موعود مهربان (6)
... (21)
چراژاپن؟!!! (1)
ماهیت سازمان ملل! (5)
جنگ جهانی اول (1)
جنگ جهانی دوم (1)
صهیونیست وفادار (1)
جنبش ناتوری کارتا (2)
روحیه رفاه طلبی! (2)
... تلخند! (2)
مکر صهیونیسم (3)
... امریکای لاتین (2)
بغضی که هرگز فرو نخواهیم برد! (2)
تهاجم ، مقاومت، پیروزی! (2)
پروفسور حمید مولانا (3)
... بخوان به نام رب الحسین! (7)
مسجد الاقصی قبله گاه اول! (5)
مکر صهیونیسم...شل!؟ (1)
مکر صهیونیسم ... نستله؟! (0)
... سلام بر حزب الله ! (2)
داستان قهوه،اسلام ، آسیا ،اروپا،... و نستله؟ (3)
رستم یا امیر ارسلان؟ سهراب یا هری پاتر؟ (1)

آرشیو


هم اندیشان

خونابه
غالبون
اقالیم قبله
صهیونیسم و جهان اسلام
زخم عتیق
خاكریز
دانش ناپذیر
ضدصهیون
كلبه كاریكاتور
گالری ضد صهیون
روزنامه دانشجویی
بارجلونا
استشهادیون
الفاتح
براق
امّت نیوز
میراث اسلام
جنبشی استشهادی
عملیات روانی
استاد عبدالله شهبازی
تلویزیون اینترنتی قدس
موسسه فرهنگی موعود
موسسه گفتگوی ادیان
لوح - سلام بر نصرالله
مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین
انجمن بین المللی مدافع ملت فلسطین
باشگاه مطالعات و تحقیقات صهیونیسم


 تحریم اقتصادی برای اعمال فشار علیه تهران موثر نیست  تشکیل جبهه اسلامی ـ مسیحی برای حمایت از مسجد الاقصی

 باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم پژوهی

 سایت عملیات روانی

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
جستجو
جستجو در بلاگ

آمار وبلاگ
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -