تبلیغات
.: جهاد مقدس :. - شرحی بر زندگانی شیخ عباس قمی(رضی الله عنه)

شرحی بر زندگانی شیخ عباس قمی(رضی الله عنه)

جمعه 21 اسفند 1388 11:32

 
ارسال شده در: تنها یادگار مولف"مفاتیح الجنان" ،

مفاتیح الجنان، اثری جاویدان از شیخ عباس قمی (رضی الله عنه)! 

در سال 1294 ه . ق، شهر مقدس قم شاهد تولد کودکی با باور اسلامی و شیعی بود؛ انسانی که از دامان پاک پدر و مادری مومن و دین باور برای دمیدن روح خدایی در کالبد جامعه، به عرصه گیتی گام نهاد. 
    
در محله حرم شهر قم و در منزل مردی پارسا به نام محمدرضا کودکی دیده به جهان گشود. او را «عباس» نام نهادند ؛ به امید آن که در میدان علم و تقوا گام نهد و همچون حضرت عباس علیه السلام دلیر و شجاع و خدمتگزاری پرتلاش برای اسلام باشد.     

 

در سال 1294 ه . ق، شهر مقدس قم شاهد تولد کودکی با باور اسلامی و شیعی بود؛ انسانی که از دامان پاک پدر و مادری مومن و دین باور برای دمیدن روح خدایی در کالبد جامعه، به عرصه گیتی گام نهاد. 

محدث خبیر و شهیر، شیخ عباس قمی(رضی الله عنه)!
    
در محله حرم شهر قم و در منزل مردی پارسا به نام محمدرضا کودکی دیده به جهان گشود. او را «عباس» نام نهادند ؛ به امید آن که در میدان علم و تقوا گام نهد و همچون حضرت عباس علیه السلام دلیر و شجاع و خدمتگزاری پرتلاش برای اسلام باشد. عباس در کودکی با واژه های قرآنی آشنا می شد و با صوت دلنشین و زمزمه قرآن به خواب می رفت. صدای تلاوت قرآن، فضای زندگی او را نورانی و معطر کرده بود. خانه پدر بیشتر یک مکتب بود تا یک منزل مسکونی. دوران کودکی و نوجوانی شیخ عباس قمی در زادگاهش، شهر قم، سپری شد. از همان دوران کودکی آثار نبوغ در چهره اش نمایان بود. هر چند کودک بود، روحی بزرگ داشت. در جمع دوستانش حاضر می شد و برای آنها داستان می گفت؛ داستان راستی و درستی، داستان جوان مردی؛ گویی معلم دلسوز و مهربانی بود که نغمه عشق و معرفت و تربیت را در گوش کودکان زمزمه می کرد و با سخنان شیرین و دلنشین کودکان را مجذوب می کرد.
    
پدر حاج شیخ عباس، مردی صالح بود که به خوبی و نیک نامی معروف بود. مردم او را مردی با تقوا، پرهیزکار و آشنا به مسایل دینی می شناختند و برای یادگیری احکام دین به نزد وی می رفتند. کربلایی محمدرضا (پدر شیخ عباس) کاسب بود و مغازه داشت و با این حال، اهتمام زیادی به درس خواندن فرزندش، داشت و آرزویش این بود که روزی فرزندش از مبلغان دین شود و واعظی مفید برای مردم باشد.

نام مادرش زینب بود. درباره مادر شیخ عباس گفته اند: «مادرشان هم از زنان نمونه بود. یادم هست یک بار با آن مرحومه سر سفره بودم. یک دستم را روی نان گذاشتم و با دست دیگر تکه ای را از آن جدا کردم. ایشان فرمودند: این کار جسارت است که دست روی نان بگذاری. نان را دو دستی بلند کن و یک تکه از آن را جدا کن. ایشان به این ریزه کاری ها توجه داشت.» خود شیخ عباس قمی نیز می فرمود: «من هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم است؛ زیرا ایشان سعی داشت همیشه مرا با طهارت شیر دهد و از زنان متدینه بود.» مقید بودن به نماز اول وقت از امتیازهای دیگر این بانو بود. حتی اگر میهمان هم داشت، باید اول نماز می خواند و بعد پذیرایی می کرد. ایشان در قم فوت کرد و در قبرستان «شیخان» که محل دفن علما و بزرگان است، به خاک سپرده شد.

آقای محدثی درباره خواهران و برادران شیخ عباس قمی می گوید: «حاج شیخ مرتضی»، یکی از برادران حاج شیخ عباس و کاسب بود. البته تا حدودی هم درس خوانده و اهل عبادت و زیارت و دعا بوده و حالات معنوی خوبی داشته است.» برادر دیگر حاج شیخ عباس، «حاج محمد» نیز از کسبه قم بود. مرحوم حاج شیخ عباس، خواهری هم به نام فاطمه داشت که از بانوان صالحه، عابده و اهل تهجد بود. محدث قمی نخستین بار در شهر قم ازدواج کرد، ولی همسر او بنای ناسازگاری گذاشت و سرانجام از او جدا شد. شیخ عباس پس از این جدایی از قم به قصد زیارت امام رضاعلیه السلام راهی مشهد شد و در آن جا اقامت کرد و پس از مدتی با برادرزاده آیت الله قمی ازدواج کرد. نام ایشان بی بی سکینه بود و مانند افراد خاندانش شخصیت والای دینی داشت. این بانو، مادر فرزندان محدث قمی و بانویی بزرگوار بود و سرانجام نیز در تهران درگذشت و در قبرستان شیخان قم، در جوار پدر و جدش به خاک سپرده شد. شیخ عباس از همسر اول خود فرزندی نداشت. فرزندان او از همسر دومش، دختر مرحوم حاج آقا احمد طباطبایی، دو پسر و دو دختر است. فرزند ارشد، مرحوم حاج میرزا علی محدث زاده و فرزند دوم، حاج میرزا محسن محدث زاده بودند.

آیت الله حاج شیخ محسن محدث زاده قمی، تنها یادگار مولف مفاتیح الجنان!

هر دو پسر محدث قمی، روحانی و در ادب و اخلاق نیکو، آیینه تمام نمای پدر بزرگوارشان بوده اند. محدث قمی دو دختر نیز داشت. دختر اول، فاطمه، همسر واعظ دانشمند، حاج آقا مصطفی طباطبایی قمی بود. دختر دوم او نجمه نام داشت که همسر حاج سیدحسن ماهوتچی قمی بود. در باب شخصیت علمی شیخ عباس قمی می توان گفت، ایشان محدثی پژوهشگر، مورخی بزرگ، نویسنده ای پرکار، استاد و صاحب نظر در حدیث و تاریخ، دانشمندی ادیب و امین، واعظی توانا و انسانی نمونه از علمای پاک سرشت بوده است. بیشتر نویسندگان، آثار خود را در یک علم و فن و یا چند رشته از علوم و فنون نوشته اند، ولی محدث قمی در رشته های زیادی مطلب نوشته است. از هر گلزاری گل ها چیده و از هر خرمنی خوشه ها برداشته و با آنها مشام جان خوانندگان کتاب های خود را عطرآگین کرده است.

محدث قمی در آغاز جوانی تحصیل را آغاز کرد و در همان شهر قم علوم مقدماتی حوزه های علمیه؛ یعنی صرف و نحو، منطق، معانی، بیان و بدیع و سطح (فقه و اصول) را فرا گرفت. او به حق یک طلبه نمونه بود. شیخ عباس در راه تحصیل رنج ها برد. خود او نقل کرده است: «یک قران و دو قران جمع می کردم تا مبلغی شود، سپس آن را برداشته، پیاده از قم به تهران می رفتم و کتابی خریداری می کردم، آن گاه به قم بازگشته تا به تحصیل ادامه دهم.»
    
آقا شیخ عباس در شهر مقدس قم تا سن 22 سالگی، علوم مقدماتی و سطوح بالا را نزد استادانی برجسته فراگرفت. شیخ عباس، در مدت تحصیل همواره می کوشید به فضایل دیگر نیز آراسته باشد. به همین دلیل، نزد آقا شیخ محمد حسینی نامی، استاد خط، خط نسخ و نستعلیق را آموخت و به این هنر هم آراسته شد؛ به گونه ای که از نوجوانی خوش خط بود و می شد عین نوشته اش را چاپ کرد. او مردی خودساخته و متکی به خود و متعهد به امداد الهی بود و خلوص خاصی داشت وامیدوار بود که ائمه معصومین علیهم السلام ترقیات او را از خداوند بخواهند. شیخ عباس قمی در سال 1316، در سن 22 سالگی، برای تکمیل درس خود رهسپار نجف اشرف شد و در حلقه طلاب دروس علمای اسلام و مدرسان آن حوزه علمیه درآمد. یکی از این استادان، علامه بزرگوار، مرحوم حاج میرزا حسین نوری، نویسنده کتاب مستدرک الوسایل بود. شیخ عباس در آغاز حضور در نجف اشرف، ملازمت محضر پرفیض آن عالم ربانی را که تجسم علم، تقوا و فضیلت بود برگزید. محدث قمی، تحت تاثیر ملکات فاضله، صفات برجسته، علم سرشار و فضل بسیار استادش قرار گرفت و با شایستگی ذاتی و آمادگی که خود داشت، به مقامات چشم گیری از علم و عمل رسید. او همه جا سایه وار به دنبال استاد بزرگوارش بود. آن دو در نجف، کوفه و کربلا، همه جا با هم بودند. محدث قمی، در هنگام سکونت در نجف، مانند زمانی که در قم بود، برای تهیه کتاب بسیار در تنگنا بود؛ به گونه ای که خود گفته است که دلش می خواست کسی باشد که برایش کار کند و از کتابخانه اش استفاده کند، ولی همین که به استادش مرحوم حاج میرزا حسین نوری پیوست، این مشکل حل شد. محدث قمی در مدت سه سال اقامت در نجف اشرف، در کنار درس و بحث، به تالیف نیز مشغول بود. در همین زمان بود که کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی را خلاصه نویسی کرد و نامش را مختصر الابواب گذاشت. همچنین کتاب اقبال سیدبن طاووس را تصحیح کرد. در سال 1318 پس از سه سال اقامت در نجف اشرف، برای نخستین بار به سفر حج رفت. پس از بازگشت از سفر حج، به قم بازگشت و پس از سه ماه دوباره رهسپار نجف اشرف گردید و به خدمت استادش علامه نوری رسید. در آن جا، در کنار استنساخ کتاب بزرگ مستدرک الوسایل علامه نوری، کتاب تحیه الزائر را که بعد از وفاتش ناتمام مانده بود، تکمیل کرد و آن را تتمیم تحیه الزائر نامید. همین طور کتاب فیض القدیر را در همان سال، در نجف نوشت. نقل می کنند زمانی که شیخ عباس در نجف بود، در اتاق بسیار کوچک و تاریک و زیر پله های طبقه بالا قبل از ورود به داخل صحن مدرسه، سکونت داشت و در همان جای تنگ و تاریک عروه الوثقی را ترجمه می کرد. باری، محدث قمی پس از فوت استادش، محدث نوری، یک سال و نیم دیگر در نجف اشرف ماند و از فیوضات اقامت در آن سرزمین مقدس بهره ها گرفت. از آن جا که فقدان استادش، محدث نوری، که برایش همچون پدری مهربان بود، سخت او را می آزرد، آهنگ بازگشت به وطن کرد و کتاب ها و لوازم زندگی اش را نزد دوست دیرینش، شیخ آقا بزرگ تهرانی به امانت سپرد.
    
محدث قمی در سال 1322 رهسپار وطن شد با ورود به قم، بار دیگر به نوشتن روی آورد و به درس و بحث بعضی از علما، به ویژه مرحوم حاج میرزا محمد ارباب قمی، می رفت و از کتاب خانه او بهره می گرفت. شیخ عباس ده سال در قم اقامت داشت. در این مدت، چندبار به زیارت عتبات عالیات و یک بار هم به سفر حج رفت که این حج دوم او بود. محدث قمی در سال 1332 راهی مشهد گردید و در آن جا ماندگار شد. در آن زمان مشهد، مهد علم و دانش بود. آیات عظام، فضلا و مدرسان عالی مقام و بسیاری از اهل علم در مشهد جمع بودند. حوزه علمیه مشهد مقدس در این زمان با نجف اشرف رقابت می کرد. حاج آقا احمد طباطبایی قمی: این بزرگوار از استادان سال های آغازین تحصیل او در قم بود. او در زمان خود از علمای بزرگ قم به شمار می آمد؛ به گونه ای که دیگر علما، پیش از اقدام به هر کاری از ایشان کسب تکلیف می کرده و رهنمود می گرفته اند. آیت الله ارباب قمی: شیخ عباس، دروس مقدماتی را نزد استادانی بزرگ فراگرفت. او از خرمن دانش این بزرگان خوشه ها چید، ولی بیشترین بهره را از محضر عالم آگاه، آیت الله حاج میرزا محمد ارباب قمی برد. آیت الله ارباب، در فقاهت و اجتهاد، مقامی بسیار بلند و رتبه ای ارجمند داشت. مجلس درس ایشان پیوسته برقرار بود و در نهی از منکر و منع اهل فجور، قلبی قوی داشت. علما در محضر ایشان خود را خرد می شمردند و بزرگان دین و دنیا نام مبارکش را به حرمت تمام می بردند. حاج میرزا حسین نوری: شیخ عباس در طول اقامتش در نجف اشرف، بیشترین استفاده را از اندوخته های سرشار علمی این بزرگوار در علوم و فنون گوناگون برد. شیخ عباس در فوائد الرضویه می گوید: «آن بزرگوار خوش مجلس بود. عبادت سخت و زهد بسیار داشت؛ جامع هر شرافت و خصلت و فضیلت برجسته بود؛ از هر علمی شیره حقیقت آن را کشیده بود. بهترین فن او در علم حدیث و اطلاع از دقایق آیات و نکات اخبار بود. آیت الله سید حسن صدر کاظمی: ایشان مقیم کاظمین و از فقها، مجتهدان و نویسندگان بزرگ بود. محدث قمی در سفرهایش به عتبات عالیات از محضر این بزرگوار استفاده های بسیار کرد.
    شیخ الشریعه اصفهانی: حاج شیخ عباس قمی در فواید الرضویه از ایشان این گونه یاد می کند: شیخ الشریعه، عالم فاضل و کاملی بود که در نجف اشرف، استاد علمای زمان ما و مرجع فضلای عصر بود. همچنین دانشمندی خوش گفتار و خوش معاشرت بود؛ اهل علم از محضرش استفاده بسیاری کردند.

 

حمید محمدی

 * کپی شده از روزنامه رسالت شماره 5992، به تاریخ 29/07/85؛ اندیشه اسلامی- ص18




هم اندیشی