تبلیغات
.: جهاد مقدس :. - اذن دخول 1

اذن دخول 1

دوشنبه 23 خرداد 1390 20:05

 
ارسال شده در: راه در کلام عالم دین ،

بسم الله الرَّحمن الرَّحیم                                                   

الحمدلله ربِّ العالمین و الصلاة والسلام علی خَیرِ خَلقه و اَشرفِ بَریَّة، سیّد الاوّلینَ و الآ خرین و حبیب اِله العالمین، مولانا ابالقاسم محمّد و علی آله الطَّیّبین الطّاهرین المعصومین ولعنة الله علی اعداءِهم اجمعین.

 

اللّهم صلَّ علی الصّدّیقةِ فاطمةَ الزَّکیة، حبیبةِ حبیبکَ و نبیّکَ، و اُمِّ اَحبّائکَ و اصفیائک ...

بارخدایا، درود فرست بر بانوی راست گفتار، فاطمه پاکیزه، دوست ِدوستت و پیامبرت، و مادر دوستداران و برگزیدگانت. بانویی که اصیل ساختی و برتری دادی و برگزیدی او را بر بانوان جهانیان.

بارخدایا دادخواه باش برای او از آنانکه ظلم کردند به او ، سبک شمردند حقّ او را، و خونخواه باش به خون فرزندانش. بارالها، همانطور که قراردادی او را مادر امامانِ هدایت، و همسر صاحب بیرق(حضرت امیرالمومنین علیه السّلام)، و گرامی در عالم بالا، پس درود فرست بر او و بر مادر او. درودی که گرامی داری بوسیله آن جمال محمّد را(که درود فرستد خداوند بر او و بر خاندانش) و نورانی گردد بوسیله آن چشمان فرزندانش، و برسان به آنان از من در این ساعت برترین درود و سلام!

 

چندین ماه است عوامل مختلف، به یاری هم شتافتند تا تمرکز و فرصت نوشتنم را بگیرند که در مواردی موفق نیز شدند. به حمدالله یکی از چندین مطلب و شاید هم یکی از بهترین مطالب مورد نظرم به لطف الهی، مجال درج شدن و انتشار یافت. که ان شاء الله شروعی باشد برای خروج جهادمقدس از رکود چندماهه ای که عرض کردم. مطلبی که در ذیل مطالعه خواهید فرمود، قرار بود برای آغاز سال 1390 حضور دوستان ارائه شود. از آنجا که مطالب سخن نفس نبود، پس بی شک مطلب پر ارزشی است که شیطان این گونه مشغول و شاید گرفتارم کرده بود... .

 و اما بشنویم از کلام مربی (حفظه الله تعالی)، بحث ذیل از صحبت هایشان پیرامون امام شناسی انتخاب شده است. آنچه به قول ایشان، "مردمِ خوب ما کم دارند و اگر امام شناسی باشد، دین شناسی هم خواهد بود". از مبحث مذکور نیز بحث "اذن دخول" برگزیده شد، که چه حُسن انتخابی!

 

الف)حکمت و فلسفه زیارت:

   

حکمت و فلسفه زیارت ائمه طاهرین(صلوات الله علیهم اجمعین) و زیارت اهل قبور و زیارت قبور بزرگان، علمای اعلام و اولیاء خدا، تمام برای یک چیز است و آن ایجاد رابطه یک لحظه یا لحظاتی، بین قلب انسان مومن و عالم آخرت است که در آن لحظه یا لحظات، مُنسَلخ و جدا و بریده باشد... .

حال آداب تشرّف به زیارت اولیاء خدا چیست؟ و در این آداب تشرّف، چه حکمتی است و چه انسان سازی ای! توجه را متمرکز کنید به مضمون مطالبی که در اذن دخولِ تشرّف به حرم است.

خدایا، من الان که اینجا هستم ، کجا ایستاده ام؟ درِ خانه چه کسی ایستاده ام؟ این خانه نزد تو چقدر مقام دارد؟...

هیچ فکر کرده اید، اذن دخول ها برای چیست؟

اذن دخول ها برای این است که ما وقتی می خواهیم مشرّف شویم، بدانیم که از این در  که به داخل وارد می شویم، رعایت ادب این فضا را باید کرد. ادب این فضا اگر رعایت شود بایستی انسان تا قبل از این در  با دوستش صحبت می کند، دیگر صحبت را قطع کند و مشغول اذن دخول شود... . نه اینکه لق لقه زبانت باشد، معنی اش را هم بفهمی!

خدا خیر دهد به آن کسی که ترجمه مفاتیح الجنان به فارسی را شروع کرد، کار خوبی است [حاشیه از جهادمقدس: باید بشنوید صدای مربّی را وقتی امری را تحسین می کنند، محبّت پدرانه ای در صدایشان موج می زند که بی نهایت قوّت قلب است]، بسیار کار خوبی است. به عکس ِ این که بنده معتقد هستم که کتابهای عرفانی را ترجمه نکنند و در اختیار مردم قرار ندهند و مردم را مبتلای به اشتباه و جهل مرکّب نسازند. که هر بی لیاقتی، خیال نکند که عارف شده و بعد هم جلسه بگیرد و صحبت های عرفانی کند، در حالی که هیچ معنای دین را نفهمیده است، که بیش از سیصد_چهارصدتا از این جلسات در تهران داریم. امّا ترجمه کتاب مفاتیح الجنان، بخصوص ادعیه و زیاراتش یا اذن دخولش، خیلی خوبه.

 

  

ب)حکمت و فلسفه خواندن اذن دخول

  

1. اوّلین خاصیّت اذن دخول :

 

   ترجمه اذن دخول را انسان نگاه کند: اللهم انّی وَقَفتُ علی بابٍ مِن ابواب بُیُوتِ نبیّک صلواتک علیه و آله... خدایا من اعتراف میکنم اینجا که من ایستاده ام، جای عادی نیست.

این سازنده یک انسان زائر است، اگر انسان سعی کند یک زیارتش را این گونه قرار دهد، زیارت دومّش بهتر و نهایتاً سفر بعدش غیر از سفر اوّلش است. حالش هم وقتی برمی گردد به وطنش، تغییر می کند.

وَ قَد مَنَعتَ النّاسَ ان یدخلوا الاّ باذنه ... واقعا اینطوره، هر کسی لیاقت و شایستگی تشرّف را نداره. وقتی که ما نسبت به حقیقت قرآن کریم تصوّر می کنیم، می بینیم خداوند متعال در آیه کریمه می فرماید: وَ لا یَمسُّه الاّ المُطهّرون، تا دل پاکیزه نباشد، تا دل از آلودگی به دنیا و محبّتهای دنیا پاک نباشد، نمی تواند قرآن بخواند و لذّت ببرد. زیارت هم همینطوره، انسانی که دلش پر است از آلودگی ها، این چطور می تواند تشرّف داشته باشد؟ حداکثرش این است که اعتقاد دارد آقا زنده است، چنانچه ما در اذن دخول اعتراف می کنیم: اَحیاءٌ عندکَ یُرزَقون. این انسان، حداکثر باور داشته باشد که آقا حیات دارد، قدرت دارد، علم دارد، جای ایستادن مرا می داند: یَرَون مقامی و یَسمعونَ کلامی و یَرَدّون سلامی، و اَنّک حَجَبتَ عن سمعی کلامَهُم، امّا من چون آلوده ام، جواب حضرت را نمی شنوم. هر گوشی نمی تونه جواب سلام آنها را بشنود.

در این اذن دخول، عرض می کنیم که ما شهادت می دهیم که این ها جایگاه ایستادن ما را می دانند، کلام ما را می شنوند، سلام ما را هم جواب می گویند. ولی تو گوش ما را بسته ای، از شنیدن جواب آنها ما محروم هستیم و لیاقت شنیدن نداریم. والاّ اینها موجوداتی هستند که خداوند متعال خلقشان کرده است.

 

 از دلایل خلقت چهارده معصوم(علیهم السّلام)    

 

   خداوند متعال خالق است و ما مخلوقیم(در آخر دعای یستشیر)، به تعبیر ما خدا مایل نیست آنچه را خودش ساخته، بسوزاند. یک نجّار، یک چهارپایه کج و کوله ساخته، ولی نباید جلوی سازنده، آن را آتش بزنند، انصاف نیست، دل این نجّار می سوزد. خدای متعال برای اینکه این بندگانش را از آتش جهنّم نجات دهد ( که این جهنّم، همان جهنّمی است که خداوند متعال در قرآن می فرماید: ذلک بما قدّمت ایدیکم، جهنّمی است که خودتان ساختید)، برای اینکه به این جهنّم نروند، این چهارده نفر را خلق کرده، این خاندان را خلق کرد تا بندگانش حتی المقدور کمتر جهنّمی شوند. پس فلسفه و حکمت همه زیاراتی که بُعد معنوی دارد، این است.

 دیدار فردی که بُعد معنوی دارد، زیارت شرعی است و زیارت شرعی که شد، این خواص و آثار ذکر شده را دارد. اما دیدار فردی که بُعد معنوی دارد شرایط، مقدمات، فرهنگ و ادب هم لازم دارد. ما اگر چنانچه در این زیاراتمان، خود را طلبکار بدانیم، اشتباه کرده ایم!

ما بایستی عرض کنیم که چون خداوند متعال شما را این گونه ساخته که عادتکم الإحسان و سَجیّتکُم الکرَم، به این جهت ما به خودمان اجازه می دهیم که از شما درخواست داشته باشیم. اوّلین درخواست هم این که(در دعای یستشیر هم هست) خدایا ما را از عذاب قیامت نجات ده و ما مبتلا به آن عذاب نشویم و آنچه تخلّف کردیم، تخلّف ما را به لطف و کرمت بپذیری و ما را بیامرزی.

 

2. دوّمین خاصیّت اذن دخول:

 

دوّمین خاصیّت اذن دخول آن است که ما این خاندان را به دنیا معرفی می کنیم. چقدر ما این جامعه کبیره را تکرار کرده ایم؟ خاصیّت دیگر آنست که ما آن بزرگواران را آنطور که خودشان، خودشان را معرفی کرده اند، به دنیا معرفی کنیم.

                          

منبع: از کلام مربّی(حفظه الله تعالی) 




هم اندیشی